پاییز   

گفتند پاييز در راه است
پرسيدم: مگر تا به حال چه بوده؟
...
من همه چيز را
بين اندوه سالهای پيش رها کرده ام.
و روی طاقچه دنبال قاب عکسم هستم
چقدر اين چشمها که روی صورتم نشسته
غريبه اند.
...
من معنی رنگها را نمی دانم
من مزه ی زردی پاييز را نمی چشم
همه ی فصلها يک رنگند
خاکستری تيره!
چه کسی بود می گفت پاييز در راه است؟؟


پی نوشت: اضطرابت را مي فهمم
مسافر  بي گناه خانهء من آرام باش
تمام آن درد هااز آن من است.

پاییز