فال نامه

فال> از پانزدهم آبان تا اول آذر بر شما چه خواهد گذشت


    
    
    
    فروردين
    در اين هفته يکي از برنامه‌هاي کاري‌تان که مورد علاقه شماست، به جريان مي‌افتد.اما ممکن است رو به راه شدن اين کار به قيمت به مخاطره افتادن سلامتي تان تمام شود!چون شما اصولا آدم حساسي هستيد و ذهنتان را بيش از حد درگير مسائل کاري مي‌کنيد. سعي کنيد خودخوري نکنيد و حرص و جوش بيهوده نخوريد. براي رسيدن به اين مقصود کافي است اندکي از حساسيت‌هاي خود بکاهيد.
    يکي از آشنايان نسبت به شما دچار سوء‌تفاهم‌هايي مي‌شود و از دست شما دلخور خواهد شد.
    
    ارديبهشت
    اين روزها اندکي نگران وضعيت مالي خود در آينده هستيد.نگران نباشيد همه چيز به خوبي و خوشي انجام مي‌گيرد. مقداري پول به دست شما مي‌رسد.
    مدتي است که منتظر تثبيت شغلتان و يا باز شدن گره‌اي که در رابطه با کارتان است،هستيد.بايد بهتان مژده بدهم که در اين پانزده روز، طالع شما نکوست و ملاقاتي که با شخصي بانفوذ در پيش داريد، اميدواري‌هايي را براي شما پيش مي‌آورد و تا حدي نسبت به آينده شغلي خود دلگرم‌تر خواهيد شد.
    
    
   
 خرداد
    در اين روزها يکي براي دلجويي يا تقاضاي کمک نزد شما خواهد آمد. کسي که درحال حاضر ،اصلا انتظار ديدارش را نداريد و شايد حتي از ديدنش ناراحت شويد، شايسته است که او را نوميد و دلشکسته نفرستيد. مطمئن باشيد که متوجه اشتباه خودش شده و اگر بدون منت از خطاي او درگذريد، حتما درهاي الطاف الهي نيز به روي شما گشوده خواهد شد. نگران بيماري يكي از نزديکان خود هستيد.بهتر است اميدوار باشيد و اگر بهبودي در شرايط وي حاصل نشد،به حساب حکمت پروردگار بگذاريد.
    
    
    تير
    يک دلخوري يا اختلاف‌نظر را پيش خود بزرگ نکنيد و به آن شاخ و برگ ندهيد، چون خود بيش از طرف مقابل آزار خواهيد ديد.
    متوجه مي‌شويد که يک نفر به شما دروغ بزرگي گفته است. دلخوري شما به جاست ولي دامن زدن به اين‌جور مسائل، هيچ سودي ندارد به غير از آزرده شدن خودتان. بعد از اينکه با زبان نرم، به طرف مقابلتان فهمانديد که متوجه کار زشتش شديد، بهتر است که ديگر سکوت اختيار کنيد و هر بار که او را مي‌بينيد،قضيه را به رويش نياوريد.يکي از نزديکان شما سفر زيارتي در پيش دارد..
    
    مرداد
    يک آشنايي تازه، نقطه نظرهاي تازه‌اي را براي شما پيش مي‌آورد. روزهاي تازه‌اي پيش رو داريد. لحظاتي که قبلا به ندرت آنها را تجربه کرده‌ايد. ولي يادتان باشد که حد اعتدال را در برقراري اين رابطه حفظ کنيد و به قول معروف، شورش را درنياوريد!
    خوش شانسي‌هايي در راه داريد. مقداري پول به دست شما مي‌رسد و متقابلا خرج نسبتا بزرگي هم به گردن شما مي‌افتد.
    يک معذرت‌خواهي به يکي از دوستان يا آشنايانتان بدهکاريد! غرور، هميشه هم چيز خوبي نيست!
    
    
    شهريور
    يک وضعيت حسادت‌آميز براي مدتي شما را با خود درگير خواهد کرد. اگر بگوييم «حسادت، چيز خوبي نيست و بهتر است حسادت نکنيد» يک حرف کليشه‌اي است! ولي حقيقتا بهتر است حسادت نکنيد! چرا که اين موقعيتي است که مي‌توانيد بزرگ منشي و سعه صدر خود را به ديگران ثابت کنيد.
    چيزي را که از دست رفته مي‌پنداشتيد، دوباره به دست خواهيد آورد. بنابراين بهتر است افکارتان را در نگراني نگه نداريد.
    
    
    مهر
    براي کاري، زحمت زيادي کشيده‌ايد ولي به زودي متوجه مي‌شويد که تلاشتان بي‌ثمر مانده و پروژه‌اي که به شخص يا شرکت مربوطه، تحويل داده‌ايد فعلا در حال تعليق درآمده! ولي درعوض،از جايي که فکرش را نمي‌کنيد، مقداري پول به دستتان خواهد رسيد.سعي کنيد رفتارتان را مديريت کنيد. اگرچه خوش خلقي امري پسنديده است ولي اينکه به همه لبخند بزنيد و با خوشرويي برخورد کنيد، ممکن است موجبات سوء‌استفاده گروهي فرصت‌طلب را فراهم آورد. آدم‌هاي دوروبرتان را دقيق‌تر ببينيد و با هرکس به اندازه ظرفيتش پسرخاله شويد!
    
    
    آبان
    به زودي تغييراتي در وضعيت کاري و يا مسکن شما پيش خواهد آمد.در اين هفته ملاقاتي غيرمنتظره برايتان مسرت‌بخش و اميدوارکننده خواهد شد. در اين ملاقات پيشنهاداتي به شما مي‌شود که جدي گرفتن آنها به نفع شماست.اگر سعي کنيد تنبلي و کسالت را از خود دور کنيد و با تمام توان و انرژي به کاري که پيش رو داريد فکر کنيد، موفقيت‌تان تضمين خواهد شد. سعي کنيد يک بدگماني در خود يا در ديگران نسبت به خود را برطرف کنيد تا از عوارض منفي آن رها شويد.
    
    
    آذر
    در اين دو هفته نقاط روشني در بخت و اقبال شما پديدار خواهد شد. احساس خواهيد کرد که بعضي کارها و امور روزانه‌تان روي غلطک افتاده است و چرخ‌هاي زندگيتان روان‌تر مي‌شود.جوانان دم‌بخت آذر ماهي مي‌توانند نسبت به باز شدن بختشان اميدوار باشند!از طرف يکي از دوستان يا نزديکانتان پيشنهاد مشارکت در يک معامله به شما خواهد شد. لطفا صرفا به رابطه دوستي يا خويشاوندي خود تکيه نکنيد و تمام جوانب امر را به دقت بررسي کنيد. قبل از آنکه پشيماني بي‌فايده باشد.
    
    
    دي
    در يک امر شغلي ناچار خواهيد شد در موقعيت يک رقابت حساس قرار گيريد که احتمال موفقيت شما بسيار کم و ناچيز است و اگر موفق نشديد، نااميد هم نشويد. سعي کنيد خود را زياد درگير خاطرات گذشته نکنيد؛ يک درگيري عاطفي که در سال‌هاي دور، ذهن شما را به خود مشغول کرده بود دوباره پررنگ خواهد شد. بهتر است گذشته‌ها را فراموش کنيد و بدون هيچ نگراني به زندگيتان بپردازيد!
    
    بهمن
    يک مشکل بزرگ از سر راه شما برداشته مي‌شود. راهي هموار و روشن پيش پاي شما گشوده خواهد شد.
    خيلي وقت است که از آشنايان نزديک خود خبري نداريد، وقت را تلف نکنيد و همين حالا با آنها تماس بگيريد.خبرهاي خوشي از آنها خواهيد شنيد. توسط يکي از دوستان نزديکتان، غافلگير مي‌شويد. هديه‌اي به دستتان مي‌رسد که از دريافت آن خيلي خوشحال خواهيد شد.
    يك نفر هم منتظر هديه شماست.سعي كنيد فقط از روي رفع تكليف به او هديه ندهيد!
    
    
    اسفند
    به زودي احساس مي‌کنيد که زندگي برايتان شيرين تر شده است. اين شيريني و حلاوت را با ساير اعضاي خانواده و اطرافيانتان نيز قسمت کنيد. خيلي وقت است که محبت خود را بي‌واسطه به آنها ابراز نکرده‌ايد.
    به يک مهماني دعوت مي‌شويد. دعوت را رد نکنيد. کمي خوشحالي و نشاط براي تغيير روحيه‌تان لازم است.
    طي چند روز آينده پيغامي به دستتان مي‌رسد که چندان برايتان خوشايند نيست.

News sport

     
    


(( News sport))

 

برای دیدن مطلب ادامه

مطلب را بزنید 

ادامه نوشته

من هدف پیروزی پرسپولیس

    ‌ مى‌دانم‌ پاشنه‌ آشيل‌ مس‌ کرمان‌ کجاست‌ در مورد بازى‌ شيث‌ هنوز تصميم‌ نگرفته‌ام‌ براى‌ ضعفهاى‌ خط‌ دفاعى‌ برنامه‌ ويژه‌اى‌ داريم‌
    
    سرمربى‌ پرسپوليس‌ در آستانه‌ ديدار تيمش‌ با مس‌ کرمان‌ دغدغه‌ خاطر زيادى‌ دارد چرا که‌ شايد تساوى‌ بيرون‌ از خانه‌ برابر ملوان‌ بندرانزلى‌ چندان‌ قابل‌ انتقاد نباشد، اما اهالى‌ فوتبال‌ و خصوصاً‌ هواداران‌ از بازيهاى‌ خانگى‌ پرسپوليس‌ فقط‌ انتظار پيروزى‌ دارند و اين‌ مهم‌ شرايط‌ را دشوار مى‌سازد. افشين‌ قطبى‌ در اين‌ خصوص‌ به‌ سئوالات‌ خبرورزشى‌ پاسخ‌ گفت.
    
    وضعيت‌ پرسپوليس‌ را در آستانه‌ ديدار با مس‌ کرمان‌ چطور ارزيابى‌ مى‌کنيد؟


    پرسپوليس‌ پس‌ از گذشت‌ يازده‌ هفته‌ هنوز صدرنشين‌ ليگ‌ است‌ و اين‌ مهم‌ نشان‌ مى‌دهد تيم‌ ما همچنان‌ مدعى‌ اصلى‌ قهرمانى‌ است. ما هفته‌ گذشته‌ به‌ تساوى‌ خارج‌ از خانه‌ رضايت‌ داديم، اما حالا براى‌ حفظ‌ روند صدرنشينى‌ به‌ سه‌ امتياز اين‌ بازى‌ نياز مبرم‌ داريم‌ که‌ اميدواريم‌ اين‌ مهم‌ اتفاق‌ بيفتد.
    بى‌شک‌ بازى‌ فردا، ديدار دشوارى‌ خواهد بود چون‌ مس‌ تيم‌ بسيار خوب‌ و هماهنگى‌ است‌ که‌ اتفاقاً‌ در ديدارهاى‌ خارج‌ از خانه‌ نتايج‌ خوبى‌ را کسب‌ کرده‌ است، اما ما هم‌ با آمادگى‌ کامل‌ يک‌ هفته‌ تمرين‌ مستمر داشتيم‌ تا فردا کاملاً‌ آماده‌ راهى‌ ميدان‌ شويم.
    
    چقدر از نحوه‌ بازى‌ مس‌ شناخت‌ داريد؟
    فيلم‌ بازى‌هاى‌ مس‌ کرمان‌ را به‌ طور کامل‌ تماشا کرده‌ام‌ و با نحوه‌ بازى‌ اين‌ تيم‌ آشنايى‌ کامل‌ دارم. ما براى‌ کسب‌ يک‌ پيروزى‌ ديگر در ورزشگاه‌ آزادى‌ آماده‌ايم‌ چون‌ مى‌دانيم‌ از چه‌ ناحيه‌اى‌ بايد به‌ حريف‌ ضربه‌ بزنيم‌ و پاشنه‌ آشيل‌ مس‌ کرمان‌ کجاست.
    
    فکر مى‌کنيد با توجه‌ به‌ وضعيت‌ کنونى‌ سپاهان، صدرنشينى‌ پرسپوليس‌ تداوم‌ داشته‌ باشد؟
    قطعاً‌ سپاهان‌ تيم‌ قدرتمندى‌ است‌ که‌ در صورت‌ پيروزى‌ در بازيهاى‌ آتى‌ مى‌تواند خودش‌ را در صدر جدول‌ به‌ ما نزديک‌ کند، ولى‌ ما به‌ بازيهاى‌ سپاهان‌ توجه‌ نمى‌کنيم‌ بلکه‌ بيشتر ديدارهاى‌ خودمان‌ را مدنظر داريم‌ و سعى‌ مى‌کنيم‌ با پيروزى‌ در بازيهاى‌ آتي، صدر جدول‌ را رها نکنيم.
    
    همچنان‌ به‌ قهرمانى‌ اصرار داريد، درست‌ است؟
    قطعاً، چون‌ تنها هدف‌ من‌ و پرسپوليس‌ قهرمانى‌ است. من‌ به‌ پرسپوليس‌ آمده‌ام‌ که‌ اين‌ تيم‌ را قهرمان‌ کنم‌ و اين‌ مهم‌ را به‌ انجام‌ خواهم‌ رساند.
    
    شيث‌ رضايى‌ فردا بازى‌ مى‌کند؟
    ترکيب‌ بازى‌ در روز جمعه‌ مشخص‌ مى‌شود، شايد شيث‌ بازى‌ کند شايد هم‌ بازى‌ نکند، هنوز در مورد اين‌ بازيکن‌ تصميم‌ نگرفته‌ام‌ که‌ بازى‌ مى‌کند يا نه.
    
    اين‌ جمله‌ به‌ معنى‌ بخشيده‌ نشدن‌ شيث‌ رضايى‌ است؟
    در اين‌ مورد ديگر حرفى‌ براى‌ گفتن‌ ندارم.
    
    آيا مشکلاتتان‌ هنوز پابرجاست؟
    مشکل‌ خاصى‌ نداريم. تمامى‌ بازيکنان‌ در خدمت‌ تيم‌ هستند.
    
    بالاخره‌ شيث‌ رضايى‌ اخراج‌ شده‌ يا نه؟
    اين‌ مسئله‌اى‌ خانوادگى‌ است‌ که‌ درون‌ باشگاه‌ ما حل‌ و فصل‌ خواهد شد.
    
    آيا در مورد ضعف‌هاى‌ خط‌ دفاعى‌ تدبيرى‌ انديشيده‌ شده؟
    خوشبختانه‌ محمد نصرتى‌ با آمادگى‌ کامل‌ مى‌تواند بازى‌ کند. نورى‌ هم‌ در کارهاى‌ هجومى‌ تيم‌ شرکت‌ خواهد کرد اما مشکل‌ ما فضاى‌ پشت‌ سر وى‌ بود که‌ برنامه‌هاى‌ خاصى‌ را براى‌ پر کردن‌ اين‌ فضا تدارک‌ ديده‌ايم‌ که‌ در روز بازى‌ اجرا خواهيم‌ کرد.
    
    پرسپوليس‌ قهرمان‌ نيم‌فصل‌ مى‌شود؟
    اگر حمايتهاى‌ مديرعامل‌ و مسئولان‌ همچنان‌ پشت‌ تيم‌ باشد بله، صدرنشينى‌ تا نيم‌فصل‌ ادامه‌ خواهد يافت.
    
    موضوع‌ جذب‌ بازيکن‌ خارجى‌ به‌ کجا کشيد؟
    قطعاً‌ براى‌ تقويت‌ تيم‌ بايد بازيکن‌ جديد جذب‌ کنيم‌ اما در مورد نفرات‌ مدنظر هنوز به‌ جمع‌بندى‌ کامل‌ نرسيده‌ايم‌ و مذاکرات‌ ادامه‌ دارد.
    
    بازيکن‌ ايرانى‌ چطور؟
    اگر بازيکنى‌ باشد که‌ به‌ او احتياج‌ داشته‌ باشيم‌ و در حد پرسپوليس‌ باشد، جذب‌ مى‌شود چون‌ براى‌ جذب‌ بازيکنان‌ خارجى‌ ابتدا بايد بودجه‌ آن‌ فراهم‌ شود و اين‌ مهم‌ هنوز تحقق‌ نيافته‌ است.
    
    حرف‌ آخر؟
    اميدوارم‌ حمايت‌ هواداران‌ پرسپوليس‌ در روز جمعه‌ پشت‌ سر ما باشد چون‌ همانطور که‌ گفتم‌ بازى‌ فردا ديدار دشوارى‌ خواهد بود.

                      

چند تا تم ويندوز ايكس پي رو براي گوشي K700 براتون آماده كرده ام كه مي تونيد دانلود كنيد .

منبع : شاهوار دات نت www.shahvar.net

 



   

تا حالا يك آنتي ويروس خوب داشتين؟… اين جمله اي كه روي اكثر بسته هاي ويروس اسكن كامپيوتر مشاهده ميكنيد اما اين بار براي موبايل!

شاهوار موبايل

يك پكيج از بهترين نرم افزارهاي آنتي ويروس براي موبايل كه ميتونه هميشه و همه جا از اطلاعات مهم گوشي شما محافظت كنه !

شاهوار موبايل لينك دانلود (لينك مستقيم ،

البرادعي گفت ایران صلاح اتمی  پنهانی ندارد

محمد البرادعي» رييس آژانس انرژي هسته‌اي سازمان ملل (IAEA) چندي پيش بار ديگر خواستار يك راه‌حل ديپلماتيك در زمينه مسئله هسته‌اي ايران شد و گفت: اين آژانس به مذاكرات خود با ايران ادامه خواهد داد. البرادعي در اين‌باره اظهار داشت: هيچ تسهيلات هسته‌اي غيرشفاهي در ايران وجود ندارد و اين كشور از اهداف صلح‌جويانه تخطي نكرده است. وي تصريح و تكرار كرد كه مذاكره با ايران براي امنيت خاورميانه اهميت دارد و اگر ايران به همكاري خود با آژانس ادامه دهد مذاكرات، نتايج مثبتي در پي خواهند داشت.
    
    
    زندگي البرادعي
    محمد البرادعي در هفدهم ژوئن سال 1942 در قاهره پايتخت مصر چشم به جهان گشود. پدرش وكيل بود و البرادعي زير نظر او در سال 1962 مدرك فارغ‌التحصيلي خود را در رشته حقوق از دانشگاه قاهره گرفت.


    او در سال 1964 به استخدام اداره سرويس ديپلماتيك مصر درآمد و براي ماموريت‌هاي مختلف به نيويورك و ژنو رفت. در همان زمان بود كه اولين تجارب خود را در زمينه كنترل سلاح اخذ نمود. البرادعي در زمان خدمت در نيويورك به دانشگاه حقوق آن شهر رفت و در سال 1974 دكتراي حقوق بين‌الملل گرفت.
    پس از اخذ دكترا، معاون وزير امور خارجه مصر شد. در سال 1980 البرادعي از دولت مصر جدا شد و مستقيما در سازمان ملل مشغول به كار شد و اولين بار در سال 1984 وارد آژانس انرژي هسته‌اي سازمان ملل شد. يك سال بعد صدام حسين بازرسان سلاح‌هاي شيميايي را كه از مدتها پيش در عراق مشغول تحقيق و بررسي اوضاع بودند از اين كشور بيرون كرد. در آن زمان البرادعي متقاعد شده بود كه تمام برنامه‌هاي توليد سلاح‌هاي شيميايي عراق نابود شده است ولي وضعيت سلاح‌هاي شيميايي ميكروبي همچنان نامشخص باقي مانده بود. پس از حمله يازده سپتامبر 2001 به نيويورك و واشنگتن، آمريكا اصرار كرد كه عراق سلاح‌ شيميايي دارد. بازرسان سازمان ملل بار ديگر به اين كشور رفتند ولي از اين نوع سلاح در آن‌جا نديدند اما آمريكا همچنان به گفته خود اصرار مي‌ورزيد و سرانجام به عراق حمله كرد.
    البرادعي در اين باره يك ضرب‌المثل ذكر كرد. او گفت: «اگر يك اشتباه ثابت بشود خطرناك است ولي گاهي اوقات اگر ثابت شود كه كسي درست مي‌گفته است خطرناك‌تر مي‌شود.» گفته مي‌شود دولت، آمريكا مخالف انتصاب مجدد البرادعي در سمت خود بود. حتي يك بار «واشنگتن پست» در نشريه خود نوشت: تلفن منزل البرادعي توسط سازمان سيا شنود مي‌شود. البرادعي و آژانسش در سال 2005 به‌خاطر تلاش‌هاي خود براي جلوگيري از استفاده انرژي هسته‌اي براي اهداف نظامي جايزه صلح نوبل را دريافت كرد.
    محمد البرادعي هم‌اكنون در سومين دوره متوالي رييس آژانس انرژي هسته‌اي سازمان ملل است. همسرش «آيدا الكاچف» معلم مهدكودك است. آنها دو فرزند به نام‌هاي «ليلا و مصطفي» دارند كه در لندن مشغول زندگي و كار هستند. دكتر البرادعي و همسرش در ژنو زندگي مي‌كنند. مصاحبه با اشپيگل
    مصاحبه زير در تاريخ سوم سپتامبر 2007 از سوي نشريه اشپيگل با محمدالبرادعي درباره آخرين فرصت ايران براي متقاعد كردن دنيا، مشكلاتش با دولت آمريكا و نگراني‌هاي البرادعي از توليد سلاح‌هاي هسته‌اي صورت گرفته است:
    
    اشپيگل: آقاي البرادعي همه معتقدند ايران قصد توليد سلاح هسته‌اي را دارد ولي تهران منكر اين موضوع است. آيا به مرحله‌اي رسيده‌ايم كه بتوانيم دقيقا به اين سوال اساسي جهان سياست پاسخ بگوييم؟
    البرادعي: بله، چند ماه آينده براي خاورميانه بسيار حياتي است و معلوم مي‌شود كه ما به سمت جنگ و تحريم پيش مي‌رويم يا به راه‌حل صلح‌جويانه‌اي مي‌رسيم.
    
    اشپيگل: نقش شما بسيار مهم و حساس است. گزارش‌هاي جديد شما درباره ايران مي‌تواند سبب بيشتر شدن تحريم عليه ايران ‌شود.
    البرادعي: اين دست ما نيست و كميته بين‌المللي در اين مورد تصميم مي‌گيرد. ما فقط حقايق و تشخيص‌هايمان درباره اين موضوع را به آنها تحويل مي‌دهيم ولي نشانه‌هاي اميدواركننده و مثبتي وجود دارد. ما براي اولين بار با ايراني‌ها درباره يك برنامه‌ به توافق رسيده‌ايم و تا ماه نوامبر و حداكثر تا دسامبر درخواهيم يافت كه ايراني‌ها تا چه حد به تعهدات خود پايبند هستند.
    
    اشپيگل: دولت آمريكا مي‌گويد ايران مي‌خواهد با حربه‌ شفاف‌سازي، توجه جهان را از ادامه تلاش براي توليد سلاح‌هاي هسته‌اي خود منحرف سازد، آيا شما هم با اين ادعا موافقيد؟
    البرادعي: من با اين اتهامات آشنا هستم. اين حرفها كاملا دروغ هستند. امكان ندارد كشوري بتواند ما را فريب دهد. ما كودن نيستيم و طرف هيچكس را هم نمي‌گيريم. البته گزارش‌هاي جديد نشان مي‌دهند ايران هم چندان به دستور سازمان ملل مبني بر توقف فوري غني‌سازي اورانيوم توجه نمي‌كند.
    
    اشپيگل: نماينده شما كه با ايران مذاكره كرد از يك «پيشرفت غيرمنتظره» صحبت مي‌كند. آيا به نظر شما اين موضوع با در نظر گرفتن سابقه ايران خطرناك نيست؟
    البرادعي: همه ما مشخصا يك هدف داريم و آن اين‌كه ايران سلاح هسته‌اي توليد نكند. تا به حال هم سلاح خطرناكي در اين كشور نديده‌ايم. فكر مي‌كنم وقت آن است كه اين افكار را درباره سابقه ايران از سر به در كنيم.
    
    اشپيگل: از تهران چه انتظاري داريد؟
    البرادعي: انتظار داريم اطلاعات كافي و كامل از طرح‌هاي نهايي و برنامه غني‌سازي اورانيم خود را به ما بدهد. مهم‌ترين عنصر در ارزيابي ما اين است كه آيا ايران با ما به طور كامل و عملي همكاري مي‌كند يا خير.
    
    اشپيگل: مشخص شده است كه سانتريفوژهاي ايران كمتر از فرضيات كارشناسان بوده است. بعضي‌ها مي‌گويند حتي كمتر از 3000 سانتريفوژ است كه حداقل ميزان براي ساخت يك بمب‌اتمي در طول يك سال است آيا دانشمندان با مشكل مواجه شده‌اند يا اين نشانه همكاري سياسي است؟
    البرادعي: هر دو احتمال وجود دارد. احساس من اين است كه ايران به تقاضا‌هاي مكرر من جواب مثبت داده است.
    
    اشپيگل: آيا هنوز هم سوالاتي هست كه پاسخي براي آن پيدا نشده باشد؟
    البرادعي: نه، ما مي‌توانيم موضوعات زيادي را دقيقا كنترل كنيم. نمي‌خواهم به يقين بگويم ايران به تعهدات خود عمل مي‌كند، فقط نمي‌خواهم فرصت را از دست بدهم. تحريم‌هاي سازمان ملل عليه تهران موقتا پابرجا هستند زيرا اعمال فشار ضروري است ولي بايد به فكر پاداش و انگيزه هم باشيم.
    
    اشپيگل: فكر مي‌كنيد الان وقت آن است؟
    البرادعي: پاداش، ايران را تشويق به همكاري بيشتر مي‌كند. اين نظر من است. اگر كسي به من مراجعه كند و بگويد مي‌خواهم با تو همكاري كنم من بايد پيشنهادش را در ارزيابي قرار بدهم تا مطمئن شوم جدي است. ما هم بايد تمام مدارك را بررسي كنيم و بتوانيم با هر كسي كه مي‌خواهيم صحبت نموده و تسهيلاتي را ايجاد كنيم. اين كار دو يا سه ماه به طول مي‌انجامد و در آن زمان بهتر مي‌توانيم تصميم بگيريم.
    
    اشپيگل: شما از يك مهلت صحبت مي‌كنيد در حالي كه دولت بوش وضعيت را جور ديگري مي‌بينيد. آنها مي‌گويند بايد فشار را بيشتر كنيم.
    البرادعي: مراقب باشيد! اگر حرارت زير ديگ را زياد كنيم ممكن است منفجر شود و همه‌چيز به صورتمان بپاشد.
    
    اشپيگل: دولت بوش از كشورهاي ديگر خواسته است معاملات خود با ايران را فسخ كنند. «گريگوري شولت» نماينده آمريكا در آژانس علنا اظهار داشته است كه دولت آمريكا خواستار تحريم‌هاي شديد‌تر است. به نظر شما روسيه و چين به تحريم‌هاي شديدتر راي مي‌دهند؟
    البرادعي: ما در آژانس انرژي هسته‌اي اين تصميمات سياسي را نمي‌گيريم.
    
    اشپيگل: ولي شما معتقديد تحريم شديدتر نتيجه را خراب مي‌كند.
    البرادعي: من منكر اين عقيده نيستم. براي هر كاري راه‌حل ها و برنامه‌هاي خيلي زيادي مي‌توان طرح كرد ولي اگر اصل اعتماد وجود نداشته باشد تمام تلاش‌ها بيهوده است. تحريم به تنهايي راه‌حل دائمي نيست. چيزي كه ما براي خاورميانه مي‌خواهيم سلاح‌هاي بيشتر نيست بلكه ميل داريم فرصت‌هاي علمي و امنيت مردم بيشتر شود. ما هر روز بايد وضعيت وحشتناك مردم عراق را به خود يادآوري كنيم.
    
    اشپيگل: ايران به حق خود مبني بر غني‌سازي اورانيوم اصرار دارد و معتقد است تمام كشورها اين حق را دارند.
    البرادعي: ترديدهايي بر ضد ايران وجود دارد و به همين خاطر من معتقدم ايران موقتا اين حق خود را از دست داده است و جامعه بين‌الملل بايد با اعتمادسازي اين حق را به او برگرداند. از طرف ديگر جهان غرب بايد بداند كه اگر فقط به فكر مقابله باشد عجيب نيست كه طرف مقابل نیز تلافي نمايد.
    
    اشپيگل: برخي سياستمداران و مقامات ارشد نظامي اسرائيل و آمريكا به‌طور جدي در فكر بمباران تسهيلات هسته‌اي ايران هستند. نيكلاس ساركوزي رييس‌جمهور فرانسه هم تهديد به بمباران اين مراكز كرده است. نظر شما درباره اقدام نظامي چيست؟
    البرادعي: به هيچ‌وجه. شايد با اين اقدام بخش بزرگي از تسهيلات هسته‌اي ايران نابود شود ولي چنين اقدامي طوفان وحشتناكي در منطقه ايجاد مي‌كند و مطمئنا موقيعت مقامات تهران قوي‌تر مي‌شود به فكر توليد بمب هسته‌اي مي‌افتند و ديگر هيچ كنترلي روي برنامه‌هاي آنها نخواهد بود. مي‌دانيد كه وقتي غرور يك كشور جريحه‌دار شود تمام جناح‌ها چه چپي و چه راستي با هم متحد مي‌شوند تا برنامه‌اي براي دفاع از خود بريزند و به دنبال ساخت جدي سلاح‌هاي هسته‌اي مي‌روند. اين موضوع در مورد هر كشوري صادق است و ايران هم از اين قاعده مستثني نيست. اين دشمني بين جهان اسلام و جهان غرب بايد كنار گذاشته شود. ما به راه حلي خلاف اين موضوع نيازمنديم. يك مذاكره مبسوط كه تمام بازيگران بزرگ سياست در آن حاضر باشند. هم اروپايي‌ها و هم آمريكا.
    
    اشپيگل: مدتهاست همه به اين فكر افتاده‌اند كه القائده به دنبال سلاح‌هاي هسته‌اي است. فكر مي‌كنيد اين خطر واقعا وجود دارد كه تروريست‌ها از سلاح‌هاي هسته‌اي استفاده كنند؟
    البرادعي: اين نگراني بزرگ من است، يك سناريوي هولناك ولي من به سلاح هسته‌اي فكر نمي‌كنم. هيچ سازمان تروريستي‌‌اي دانش و پتانيسل دستيابي به چنين سلاح‌هايي را ندارد اما اگر يك بمب كوچك به اصطلاح آلوده كه حامل مواد راديو اكتيو باشد در يك شهر كوچك منفجر شود، مي‌تواند زندگي خيلي‌ها را بگيرد و تاثيرات وحشتناكي بر اقتصاد كشورهاي دنيا بگذارد. گاهي فكر مي‌كنم اين يك معجزه است كه تاكنون چنين اتفاقي نيفتاده است و دعا مي‌كنم اين اتفاق ادامه يابد.
    
    اشپيگل: شما در موقعيت بغرنجي قرار داريد. وظيفه آژانس فقط اين نيست كه جلوي توليد سلاح‌هاي اتمي را بگيرد و نيروگاه‌ها را بازرسي كند بلكه بايد استفاده انساني از انرژي هسته‌اي را هم اشاعه دهيد ولي نيروگاه‌هاي اتمي خطرناك به نظر مي‌رسند و هيچ راهي براي ذخيره‌سازي اتمي راديو‌اكتيو وجود ندارد.
    البرادعي: تمام تكنولوژي‌ها خطر هم دارند. در نيروگاه‌هاي مدرن اين خطر خيلي كم است. برخي كشورها از نظر رواني با نيروي هسته‌اي مشكل دارند...
    
    اشپيگل: مثل آلماني‌ها كه خيلي در اين زمينه شكاك و بدبين هستند. دولت آلمان تصميم دارد به فعاليت‌هاي هسته‌اي خود خاتمه دهد. به نظر شما با وجود اتفاقاتي نظير زلزله اخير ژاپن كه به بزرگترين نيروگاه هسته‌اي دنيا صدمه زد، باز هم بايد كار روي اين انرژي ادامه يابد؟ 
    البراعی: ما در حال بررسي وضعيت آن نيروگاه هستيم. رآكتور ژاپني آن نيروگاه به طور اتوماتيك در زمان زلزله خاموش شده بود ولي من نمي‌توانم براي تمام كشورها قانون صادر كنم. شما در آلمان مي‌توانيد به اختيار خودتان اين كار را انجام دهيد. در كشورهاي ديگر به ويژه كشورهاي جهان سوم انرژي هسته‌اي براي پيشرفت و بقا ضروري است. مثلا هند را ببينيد. تنها راهي كه مي‌توان با آن وضعيت اين كشور 300 ميليون نفري را كه مردم آن با روزي يك دلار زندگي خود را سر مي‌كنند ارتقا بخشيد، رشد سريع در اين انرژي است.
    
    اشپيگل: شما ده‌سال است كه رياست اين آژانس را به عهده داريد، بعد از اين مدت كارتان سخت‌تر شده است يا آسان‌تر؟
    البرادعي: سخت‌تر. ما تمام وقت خود را صرف تهديدات مهم مي‌كنيم. تهديداتي مثل شرايط غير انساني در زندگي ميلياردها نفر آدم، تغيير آب و هوا، و احتمال قتل ‌عام هسته‌اي. در حال حاضر 27 هزار كلاهك هسته‌اي در دنيا وجود دارد. اگر ما طرز تفكرمان را تغيير ندهيم پيش‌بيني جان اف‌كندي كه مي‌گفت در آينده 20 قدرت هسته‌اي در دنيا ايجاد خواهد شد، به زودي به حقيقت مي‌پيوندد و با هر قدرت جديد و هر اسلحه تازه خطر يك جنگ هسته‌اي از پيش طراحي شده يا ناگهاني بيشتر مي‌شود.
    
    خارج از دستور
    «هيچكس نمي خواهد باز هم با ديوانه‌هاي جديدي» كه مي‌خواهند بگويند به ما اجازه بدهيد برويم و ايران را بمباران كنيم بحث كند» اين سخنان البرادعي درمصاحبه با بي‌‌بي‌‌سي در ماه مي 2007 مشت محكمي بر دهان كساني بود كه خواستار تهاجم نظامي به ايران هستند.
     او در سال 2004 در مصاحبه با نيويورك تايمز درباره خطرات توليد سلاح‌هاي هسته‌اي گفت: ما بايد اين عقيده ناكارآمد را از بين ببريم كه برخي كشورها معتقدند از نظر اخلاقي قابل قبول نيست كه بعضي كشورها سلاح‌هاي كشتار جمعي داشته باشند ولي بعضي كشورهاي ديگر براي حفظ امنيت خود مي‌توانند اين فعاليت را انجام دهند و خود به بالا بردن توان نظامي و برنامه‌هاي هسته‌اي خود ادامه مي‌دهند.
     او در همان مصاحبه عنوان كرد: «اگر دنيا رويه خود را تغيير ندهد، ما در خطر «خود نابودسازي» قرار مي‌گيريم.
     البرادعي در قاهره اظهار داشت: يادتان مي‌آيد دركتابهايمان نوشته بود «همه‌چيزهايي را كه بايد ياد بگيريم در مهدكودك يادگرفته‌ايم»؟ به نظر من اين گفته كاملا درست است. هر وقت روشي را به كار گرفته و موفق شده‌ام متوجه شده‌ام كه اين همان روشي است كه همسرم آيدا در برابر بچه‌هاي سه‌ساله به‌كار مي‌گيرد و موفق مي‌شود. ما انسان‌ها در پنجاه سالگي درست شبيه به سه سالگي‌مان هستيم.

خداحافظی ناصر خان

     استقلال با حجازی همچنان در جاده بیم و امید گام برمی دارد، امید از این نظر كه او شاید بتواند با پیروزی مقابل پیكان دوباره صاحب موقعیت بهتری شود تا بلكه با رفع اشكالات فعلی كفه امیدواری را بالا و بالاتر ببرد كه البته این مهم (رفع اشكالات) بعید به نظر می رسد.
    بیم از این حیث كه رفتار و خط مشی حجازی در روی نیمكت تابع هیچ قانونی نیست و هیچ بعید نیست كه این بیم در بازی مقابل پیكان نمود بیشتر و بدتری داشته و تبدیل به یأس كامل شود. همین استرس و ترس از شكست از سرمربی تیم به بازیكنان هم سرایت كرده و احساس می شود ترس از باختن به یك دلهره در نزد بازیكنان تبدیل شود و لذا در چنین مواقعی اكثر باشگاه های بزرگ دنیا بلافاصله یك شوك بزرگ به تیم وارد می كنند تا آن بیم و استرس به امید و میل به پیروزی تبدیل شود كه البته وارد كردن این شوك دور از انتظار نیست.


    متأسفانه در اینكه حجازی چگونه آمد و با كدام تدبیر و اندیشه سرپرست و سایر اعضای كادر فنی را به كار گرفت، حرف و حدیث بسیار است و بدون شك همین مسأله یعنی حاكم شدن رفاقت و رابطه و دوستی به جای ضوابط حالا بیش از هر كس دیگری خود او را در معرض آسیب و خطر قرار داده است؛ به طوری كه حجازی در پایان هفته یازدهم در كمال آرامش به مدیرعامل باشگاه اعلام می كند: «اجازه بدهید من بروم.» در باب این رفت و آمد چه باید گفت، چه می توان نوشت؟
    حجازی كه سال ها از بیرون به استقلال نگاه می كرد و همواره منتقد مربیان این تیم بود، حالا چه پاسخی برای دوستداران خود دارد؟ در یك جمله ساده می توان گفت كه او همه تلاش خود را به كار گرفت. او هرچه در چنته داشت بیرون ریخت، او هرچه در توان داشت به كار گرفت اما حیف كه او بیشتر از این نمی دانست و البته بهتر بگوییم هیچ موقع دنبال این نبود كه بیشتر از اینكه می داند، بداند.
    حجازی جدا از ضعف فنی و كمبود علم و دانش در كنار خود، دیگر آن برش و اقتدار گذشته را ندارد چون فوتبال امروز متفاوت شده و او این اختلاف را به وضوح در تمرین، رفتار و زندگی بازیكنان خود می بیند، بازیكنی كه از نظر مادی به مراتب بالاتر از مربی خود قرار دارد و هیچ نیازی به فرمانبری و ترس نمی بیند، در چنین مواقعی بایدعلم روانشناسی به كمك مربیان بیاید و راه های دگرگونی یا روش های جدید را امتحان كند اما حجازی با پشت كردن به تمامی معیارهای علمی قصد دارد یك تنه و با اتكا به همان وجهه انضباطی كار خود را پیش ببرد.
    دور بودن نسبی او از فوتبال روز ایران باعث شده كه او اینك در چنبره مشكلات خودساخته گرفتار شود و در لیگی كه پیشرفت فنی آنچنانی نداشته، در زمره مربیان شكست خورده جا گیرد. او گرچه توانست نسبت به دوره قبل (مربیگری مرفاوی) یك تحول تاكتیكی نسبی ایجاد كند اما این تغییر آنچنان شگرف و چشمگیر نبوده و نیست كه او را از منجلاب فعلی نجات بدهد. حجازی آخرین فرصت خود را نیز از دست رفته می بیند.
    یكی از آسیب هایی كه در گذشته هم مانع از حضور مستمر او در سطح لیگ برتر شد همانا بی اعتنایی به علم و برنامه و نداشتن یك جدول زمان بندی به همراه یك اتاق فكر قوی و مشاوران كاربلد، حالا خود او هم پذیرفته كه دیگر با برخوردهای چكشی، حذفی و چماقی نمی توان تحول تاكتیكی ایجاد كرد. بن بستی كه امروز حجازی در آن گرفتار شده مختص افرادی مثل او، پروین و شرفی است كه با نگاه سنتی در حال اتلاف وقت خود و دیگران هستند.
    تیم حجازی طراوت و شادابی لازم را ندارد چرا كه خود حجازی آن شور و اشتیاق گذشته را ندارد. موفقیت یك مربی را با نتایج او می سنجند و متر ما برای اندازه گیری سهم حجازی در عدم نتیجه گیری استقلال امروز طولانی تر از بقیه است. او باید در مقابل جبر زمان و شرایط با مشكلات كنار بیاید، دست و پا زدن در این ورطه نماد و سمبل و اسطوره استقلال را روز به روز ضعیف تر می كند.
    او در پایان راه است، پایان مربیگری و نیمكت نشینی؛ البته او می تواند در پست های تشریفاتی دیگر كنار استقلال باشد و محیط و بستر را برای جوان ترها و شاگردان خود باز كند. امیر قلعه نویی، صمد مرفاوی، رضا رجبی، جواد زرینچه، علی منصوریان، مهدی پاشازاده، محمود فكری و رضا حسن زاده تا كی باید بسوزند و بسازند؟ او می تواند مثل دوره بازیگری خود شجاعت و شهامت به خرج دهد و به فكر خداحافظی باشكوه و باعزت باشد، حتی اگر پیكان را ببرد، حتی اگر قرار باشد امیر بیاید و زرینچه، رجبی و فكری را به عنوان دستیار كنار خود قرار دهد.

   كاپيتان تيم فوتبال استقلال تهران پس از شكست برابر پيكان گفت: برخي كه خود را استقلالي مي دانند، براي رسيدن به منافع خود تيم را به حاشيه برده اند.


    
     به گزارش فارس، عليرضا منصوريان از شكست 3 بر 2 استقلال برابر پيكان ابراز تاسف كرد و افزود: از هواداران عذر خواهي مي‌كنم چرا كه نتيجه خوبي را كسب نكرديم.
    
    وي تاكيد كرد: حضور هواداران وظيفه بازيكنان را سنكين مي‌كنند، چرا كه آنها فقط به پيروزي فكر مي‌كنند، بنابراين باخت استقلال نمي‌تواند آنها را راضي كند.
    
    كاپيتان استقلال اظهار داشت: عده‌اي همواره ادعا مي‌كنند كه استقلالي هستند؛ اما بيشترين ضربه را از بيرون به تيم وارد مي‌كنند. استقلالي هاي واقعي امثال پورحيدري، برادران بياني، بهتاش فريبا و حسن روشن هستند و هيچ آزاري به تيم نمي‌رسانند.
    
    وي افزود: عده‌اي به دليل منافع شخصي تيم را وارد حاشيه مي‌كنند و مانع موفقيت استقلال مي‌شوند.
     
    

سلام امروز هم یک سری بازی موبایل برای شما تهیه کرده ام این بازی ها برای تمامی گوشی های سونی اریکسون و همگی با فرمت جاوا ( Jar ) هستند.

www.Data-Source.coo.irبازی بیلیارد سه بعدی . حجم : 68 کیلوبایت Download

www.Data-Source.coo.irبازی شطرنج  حجم : 139  کیلوبایت  Download  

www.Data-Source.coo.irبازی شاهزاده ایرانی  101 کیلوبایت  Download 

www.Data-Source.coo.irبازی سیمز برای گوشی حجم : 99 کیلوبایت Download 

www.Data-Source.coo.irبازی ماریو همون قارچ خور حجم : 121 کیلوبایت Download 

www.Data-Source.coo.irبازی فیفا 2004 با زبان انگلیسی حجم : 113  کیلوبایت Download 

منبع

فال نامه از اول تا 15 آبان بر شما چه خواهد گذشت

فروردين
    
    در اين دو هفته، کاري را که به آينده‌تان مربوط است شروع خواهيد کرد و مطمئن باشيد که مي‌توانيد آن را با موفقيت به اتمام برسانيد. براي انجام کاري ناچار مي‌شويد روش خود را تغيير دهيد يا مسير تازه‌اي را انتخاب کنيد. يکي مي‌خواهد به قول معروف با گل آلود کردن آب به نفع خود بهره‌برداري کند، شما با اندکي تدبير و دقت نظر مي‌توانيد او را بشناسيد و نقشه‌هاي او را خنثي کنيد. خبرهاي خوبي به شما خواهد رسيد.
    
    ارديبهشت
    
    به زودي خبر خوشحال‌کننده‌اي خواهيد شنيد.معامله‌اي را که در انتظارش بوديد، به پايان خواهيد برد. طي ملاقاتي غيرمترقبه بايک شخص بانفوذ يا يک دوست قديمي برنامه‌هاي جديدي را در پيش روي خود خواهيد ديد. براي انجام کاري ناچار مي‌شويد به يک رقابت ناخواسته تن بدهيد. نگران نباشيد موفقيت از آن شماست.دل دادگان جوان متولد اين ماه، با فراهم آمدن موجباتي به تشکيل خانواده اميدوارتر خواهند شد.
    
    خرداد
    
    طي اين دو هفته از يک بلاتکليفي رها مي‌شويد و آن وقت مي‌توانيد اختيار تصميم گيري را خود به عهده بگيريد. سعي کنيد مصمم باشيد و دودلي را از خود دور کنيد. خيلي زود قصد و خواسته يکي از اطرافيان براي شما روشن خواهد شد. سعي کنيد در محيط خانواده يا در محيط کار به بعضي اختلاف‌نظرهاي کوچک و کم اهميت دامن نزنيد و از پيش آوردن هرگونه جر و بحث خودداري کنيد چون در غير اينصورت دود آن ابتدا به چشم خودتان خواهد رفت و آن وقت پشيماني ديگر فايده‌اي نخواهد داشت.
    
    تير
    
    از يک دوست خبرهاي خوشحال‌کننده‌اي خواهيد شنيد. يک مسافر از راه دور مي‌رسد. به يک مهماني دعوت مي‌شويد و ناچار به پذيرايي نسبتا مفصل از يکي خواهيد شد. طلبي وصول يا خواسته‌اي قبول و به انجام مي‌رسد. سعي کنيد برنامه و خواسته خود را با زبان خوش حتي اگر مصلحتي باشد طلب کنيد. زبان درشتي و غيظ، غضب در بيشتر موارد لج و لجبازي و دشمني به بار مي‌آورد.
    
    مرداد
    
    اين روزها سعي کنيد خيلي حساس و دمدمي مزاج نباشيد. بهانه‌جويي و بهانه‌گيري‌ها را از خود دور کنيد، چون ممکن است نظر و عقيده طرف مقابل نسبت به شما مخدوش و عوض شود. مواظب باشيد توقعات بيش از حد شما کار دستتان ندهد. آن دسته از متولدين اين ماه که به کار فرهنگي يا هنري اشتغال دارند، به موفقيت‌هايي دست مي‌يابند. يك سفر زيارتي كه مدتها در انتظارش بوديد در پيش رو داريد بهتر از قبل از اين سفر كدورت هايي كه در قلبتان رسوخ كرده را بيرون بريزيد.
    
    شهريور
    
    در مورد کسي يا کاري آنچه مي‌پنداشتيد، اشتباه از آب در مي‌آيد. زياد نگران و نااميد نباشيد، قرار نيست همه حدس‌ها و پيش‌بيني‌هاي آدم درست از آب درآيد. بهتر است به فکر تصحيح و جبران آن باشيد.يک برنامه کاري با موفقيت به جريان مي‌افتد. اما سعي كنيد خوشحالي از اين موفقيت شما را از رسيدگي به ساير كارهايتان باز ندارد. به زودي به مقدار قابل توجهي پول و سرمايه نيازمند خواهيد شد. از هم اکنون به فکر چاره جويي باشيد. آن کسي را که آرزوي ديدنش را داشتيد، خواهيد ديد.
    
    مهر
    
    براي حل يک مشکل که اين روزها فکرتان را به خود مشغول کرده است، بايد منتظر گذشت زمان باشيد تا فرصت مناسب آن فراهم آيد. نگران کم پولي خود نباشيد، براي انجام يک مسافرت يا شروع يک برنامه کاري پول ياسرمايه مورد نظر فراهم خواهد شد. اين روزها سعي کنيد کمي سياستمدار باشيد. گاهي لازم است آدم برخلاف ميلش حرفي را بزند تا نظر موافق طرف مقابل را جلب کند و به عنوان مثال بين بنشين و بفرما، کلمه بفرما را بگويد و حرفي را بزند که البته دروغ هم نباشد.
    
    آبان
    
    خبري را که در انتظارش بوديد، خواهيد شنيد و موضوعي که مورد دلخواه شما هست به انجام خواهد رسيد. با توصيه و کوشش يکي از همراهان دلسوز کار مهمي به نفع شما به انجام مي‌رسد. يک مسافرت کوتاه مدت در پيش داريد. اين هفته مواظب بعضي حرفهاي خود باشيد تا موجب کدورت يا عکس العمل تند از جانب يکي از همکاران و همسايگان نشود. آنچه را که در طلبش بوديد به دست شما مي‌رسد.
    
    آذر
    
    پول مورد لزوم به دست شما مي‌رسد. معامله‌اي شيرين در پيش داريد. امر خيري به نتيجه مي‌رسد. اين روزها حواستان را جمع کنيد چون روي خط شانس هستيد. پس مواظب فرصت‌ها باشيد تا آنها را از دست ندهيد. سختگيري‌ها و لجاجت يکي از نزديکان حسابي شما را کلافه خواهد کرد. سعي کنيد در چنين مواردي شما کوتاه بياييد و از نشان دادن عکس‌العمل‌هاي تند خودداري کنيد تا طرف مقابل نسبت به کار خود پشيمان شود.
    
    دي
    
    براي بهبود يک رابطه عاطفي سعي کنيد بيش از حد لازم، احساساتي نشويد و از عواطف خود خرج نکنيد، چون آن وقت ممکن است احساسات شما مورد سوء‌استفاده قرار گيرد يا توقعات طرف مقابل زياد شود. کاري را که در دست داريد، اگر هرچه زودتر به انجام برسانيد خود بيش از ديگران از نتايج آن بهره‌مند خواهيد شد. مهمان عزيزي در راه داريد. خرج نسبتا بزرگي به گردن شما مي‌افتد.
    
    بهمن
    
    اين روزها به خاطر پشيماني يا يک نوع شکست نبايد خود را سرزنش کنيد و توانايي‌هاي خود را دست کم بگيريد. سعي کنيد اعتماد به نفس خود را حفظ کنيد و به خود بقبولانيد که چنين اتفاقاتي در زندگي براي همه پيش مي‌آيد و براي انتخاب يکي از دو راه پيش‌رو ، راه مستقيم را که کوتاهتر هم هست برگزينيد. آنچه را در طلب آن بوديد، به دست مي‌آوريد. يک تنگناي مالي حواستان را پرت نکند، گذر از اين تنگنا به آساني ممکن است.
    
    اسفند
    
    در اين هفته با برنامه جديدي مواجه مي‌شويد. افق‌هاي تازه‌اي پيش رويتان گشوده خواهد شد. يک خواسته قديمي و نسبتا فراموش شده شما، دوباره سر بر خواهد آورد و اين بار مي‌توانيد خواسته خود را عملي کنيد. به يک مسافرت خارج از کشور دعوت مي‌شويد. براي انجام يک معامله نسبتا خوب و سودآور فرصتي مغتنم به دست مي‌آوريد. سعي کنيد روابط خود را با دوستان قديمي، تازه نگهداريد و آنان را به دست فراموشي نسپاريد.
    
    فالخند مرد متولدين آبان
    اغلب مردهاي متولد اين ماه داراي دو گوش، دو چشم و يك دماغ هستند و از لحاظ ظاهري هيچ شباهتي با سمبل ماه تولد خود (عقرب) ندارند. فقط ممكن است آبان‌ماهي‌هايي كه در عنفوان جواني به سر مي‌برند، به كمك ژل، كرم‌مو، واكس، تافت و ... به زلف خود به سان دم عقرب حالي بدهند و كجش كنند و روي پيشاني بيندازندش. مرد متولد آبان خيلي سرسخت است پس بهتر است هنگام دعوا و مرافعه خانوادگي يك‌‌وقت هوس نكنيد كاسه بشقاب‌هاي جهيزيه‌تان را حرام كنيد و به طرفش پرتاب كنيد چرا كه در اين ميان، فقط اين جهيزيه شماست كه فنا مي‌شود و تنها چيزي كه نمي‌شكند، سر ايشان است. او آنقدر بااراده و مصمم است كه اگر تصميم بگيرد كاري را انجام بدهد، هيچ بني‌بشري نمي‌تواند مانعش شود. مثلا ممكن است تصميم بگيرد در شب عروسي‌اش پشت كفشش را بخواباند، مو و سر و صورتش را اصلاح نكند، يك هفته حمام نرود و هي جلوي مهمان‌ها خرت‌خرت كله‌اش را بخاراند و شوره‌هايش را فوت كند توي بشقاب ميوه مهمان‌ها! او آنقدر عاشق هيجان است كه سر زدن هريك از اين اعمال از او، هيچ بعيد نيست. از آن‌جا كه او عشق هيجان است، از شوخي و مزاح هم به نوعي لذت مي‌برد. يك مرد متولد آبان يا شوخي نمي‌كند، نمي‌كند... يا وقتي اين كار را انجام مي‌دهد كه ...!مثلا ممكن است از شما بخواهد بدون فازمتر و در حالي كه كليد لامپ روشن است و سيم‌هايش اتصالي دارد، دست به تعويض لامپ بزنيد و براي اين‌كه دستتان راحت‌تر به لامپ برسد يك چهارپايه خيس فلزي برايتان بياورد و درست وقتي كه اديسون شما را محكم در آغوش كشيده و موهايتان سيخ شده و از سيم‌هاي برق به هم چسبيده دارد جرقه به اين طرف و آن طرف پرتاب مي‌شود، او دلش را گرفته و غش‌غش بخندد! و هنگامي كه شما جيغ مي‌زنيد كه بس كن، شايد اين جملات را هم از لابه‌لاي خنده‌هايش بشنويد: «بي‌جنبه! فقط يه كم شوخي كردم!»يك وقت خيال نكنيد كه اين دفعه، دفعه آخري است كه از اين شوخي‌ها از خودش طراحي مي‌كند، نه! او آنقدر عاشق هيجان ، تازگي، كشف رفتارها، حالات و عكس‌العمل‌هاي ناشناخته است كه حتما كارهاي خارق‌العاده‌تري در گسترش فرهنگ مزاح انجام خواهد داد.حالا با اين اوصاف اگر هنوز ترديد داريد كه با يك مرد متولد آبان ازدواج كنيد يا نه، بهتر است همين حالا ترديد را كنار بگذاريد و برويد «بله» را به او بگوييد! چرا كه او در همان روزهاي نخست پس از ازدواج اول، چنان از زندگي مشترك بيزار مي‌شود كه ديگر تحت هيچ شرايطي تن به ازدواج مجدد نمي‌دهد! 
    

میوه ممنوعه

    مجموعه «میوه ممنوعه» در ماه مبارک رمضان از شبکه دو سیما روی آنتن رفت.نقش آفرینان «میوه ممنوعه» علی نصیریان (حاج یونس فتوحی)، گوهر خیراندیش (قدسی)، هانیه توسلی (هستی)، امیر جعفری (جلال)، هرمز هدایت (بهرام)، عطا تفتی (فرزاد)، نیما رئیسی (مصطفی)، طناز طباطبایی (غزاله)، کاظم بلوچی(سرگرد)، شبنم فرشاد جو (سمانه)، صدیقه کیانفر(عزیز خانوم)، محمدرضا رهبر(سینا)، کیانوش گرامی (شهرام)، عبادالله کریمی(سر کارگر) و جواد انصافی (منشی حاج یونس) بودند. مجموعه ای که طرفداران بسیاری داشت.
    طناز طباطبایی اولین حضور تصویری اش را در سریال میوه ممنوعه در کنار علی نصیریان و گوهرخیراندیش تجربه کرد، با این بهانه روزنامه مردم سالاری به سراغش رفت تا با او گفت وگو کند.


    
    اولین کار هنری تان چه بوده است؟
    سال ۸۰ سریالی با سعید سهیلی با نام «جوانی» کار کردم که درآنجا ۱۸ سالم بود که البته هیچ تجربه بازیگری نداشتم، حدود ۵ سال است که کار میکنم اما درطول این دوسال اخیر بود که سینماییها و سریال را کارکردم.
    
    میوه ممنوعه چندمین کار تصویریتان به حساب می آید؟
    از نظر تصویری اولین اما اگر بخواهم حرفه ای بگویم سه کار سینمایی قبل ازاین سریال داشته ام . «در چشم باد»، «چهارانگشتی»، «جعبه موسیقی» که هیچ کدام هنوز اکران نشده اند.
    
    یعنی این اولین کار تلویزیونی ات محسوب می شود؟
    بله میوه ممنوعه اولین کار تصویری و سریالم محسوب می شود.
    
    غیر از این سریال، پیشنهاد تلویزیونی دیگری داشتید؟
    پیشنهاد تلویزیونی داشتم اما چون علاقه به سینما داشتم تمرکزی روی پیشنهادات تلویزیونی نمی کردم امازمانی که فتحی این پیشنهاد را داد به علت علاقمندی به ایشان حضور دراین سریال را پذیرفتم.
    
    کاربا فتحی چگونه بود؟
    فوق العاده بود، ایشان بسیار کارگردان باهوش و خلاقی هستند ومن به عنوان بازیگر از بازی در کار ایشان لذت بردم وخیلی تجربه آموختم .
    
    یعنی دستت را برای اظهار نظر یا بداهه گویی باز می گذاشت؟
    چون زمان کافی نداشتیم و برای اینکه باید سریال را به پخش برسانیم دستم باز نبود; من برای اینکه بیشتر از چند برداشت بازی کنم یا خودم حر کتی را بازی کنم، زمان نداشتیم، فتحی هم اعتقاد داشتند که این کار باید به پخش برسد و به روش های خودش که روش های سالمی هم برایم بود این بازی را می گرفتند و نتیجه کارهم خوب درآمد.
    
    کار با بازیگران حرفه ای چگونه بود؟
    بازیگران حرفه ای ازجمله نصیریان و خیراندیش به دلیل اینکه بیشتر با این دو نفر بازی داشتم این میدان را به من که به عنوان یک بازیگر جوان بودم می دادند، که بتوانم در کنارشان بازی کنم و احساس آرامش داشته باشم وهیچ ترسی از حضور درکنار این دوبزرگوار نداشته باشم و سعی می کردم در کنار این بزرگان که بازی می کنم تمام تلاشم را بکنم.
    
    معیارتان برای ا نتخاب نقش چیست؟
    ویژه بودن کاراکتر و یک سری حرف هایی که کاراکترهای دیگر نمی توانند آنها را بزند; اما این آدم در سریال میوه ممنوعه با جسارت خودش این حرف ها را می زند، یا متفاوت بودن این نقش با بقیه نقش ها به لحاظ تفکر و همین طور جسارتی که دارد درواقع برای انتخاب نقش غزاله معیار و انتخابم این مسائل بود.
    
    کلا معیارتان برای نقش غزاله این بود یا نه برای هر نقشی معیارتان این است؟
    برای غزاله این معیار بود! اما نقش های متفاوت وابسته به حال و هوای آن فیلم و داستان است، نمی توانم بگویم که شیوه انتخاب ثابتی یا شیوه کار ثابتی دارم، نه! بلکه بستگی به فیلمنامه دارد.
    
    از بازی دراین سریال چه احساسی دارید؟
    خیلی راضیم!
    
    از سختی های کار بگویید؟
    سختی های کار وحشتناک بود! عوامل فنی کار خیلی زحمت می کشیدند و خسته می شدند. زیرا کارآنها بدنی بود باید در عرض دوماه این کار را به پخش می رساندیم. استرس روانی رساندن به پخش برای بازیگرها وبقیه عوامل خصوصا فتحی از یک طرف و از طرفی دیگر دوست داشتیم که درعین خوب بازی کردن با یک آرامش درونی این کار را انجام دهیم . تلفیق استرس و آرامش مشکل بود، اینکه ما سرصحنه استرس داشتیم که امشب باید این سکانس تمام شود و ازیک طرف باید این آرامش را می داشتیم که کار خوب تمام شود، ولی با درایت و مدیریت فتحی، باعث شد که یک کار خوبی انجام دهیم و این انرژی مثبت باعث شده بود که پشت صحنه خوبی داشته باشیم و همه با انرژی کار کنیم; کار خستگی های خودش را داشت! بچه ها روزانه ۱۶ الی ۱۷ ساعت کار می کردند، در کنار این سختی الان که واکنش مردم را نسبت به کار می بینم خیلی از انرژی های رفته دوباره برگردانده می شود.
    
    کار فشرده چقدر می تواند مخاطب داشته باشد؟
    قطعا دارد! میوه ممنوعه به عنوان یک سریال تلویزیونی در بین مجموعه های تلویزیونی نباید از لحاظ بازی و کارگردانی باهم مقایسه کنیم بلکه باید درحد کارهای ماه رمضانی که سریال رادر سی قسمت و در عرض دوماه به پخش می رسانند، مورد ارزیابی قراردهیم. همانطور که دست کارگردان کار در ساخت و پرداخت خیلی از مسائل بسته بود و تایم نداشت که اضافه تر بگیرد، درواقع بازیگران هم مجبور بودند خیلی سریع کار کنند و کار را به پخش برسانند. این سریال در مقایسه با دیگر سریال های ماه رمضان مخاطب خوبی به دست آورد.
    
    چقدر صدا و گریم در بازی بازیگر تاثیر می گذارد؟
    البته گریم و صدا هرکدام بحث خود را دارد ولی، من به عنوان بازیگر باید بازی خودم را بکنم گاهی گریم هم می تواند کمک کند. چهره پردازی در جایگاه خودش خیلی خوب است و می تواند کمک کند، اما به عنوان بازیگر خیلی اعتقاد ندارم چهره پردازی به بازی کمک کند، خصوصا دراین سریال که هیچ کدام چهره پردازی خاصی نداشتیم و همه خودمان بودیم که یک چهره پردازی متعادل سازی بود.
    
    خودتان سریال را دیدید؟
    بله
    
    به عنوان یک مخاطب چه نقاط قوت یا ضعفی از این سریال می بینید؟
    معمولا افرادی که برای کارشان تلاش می کنند نسبت به آن کار غیرت نشان می دهند. من به عنوان یکی از عوامل این فیلم وقتی شرایط سخت کار را می بینم می توانم بگویم به نظرم بهترین چیزی بوده که می توانست در بیاید واز کل سریال راضی ام! ولی در جایگاهی نیستم که بخواهم نقد کند زیرا به کار خود غیرت دارم و در موردش نمی توانم صحبت کنم، بهتراست این نقد و بررسی ها را به دیگران واگذارم.
    
    چقدر بازی نقش مقابل (نیما رئیسی) در بازی شما تاثیر داشت؟
    به نظرمن خیلی تاثیر گذاشت، سکانس هایی که در مقابل نصیریان و خیراندیش بازی داشتم، کاملا این احساس را می کردم که این عزیزان انرژی های زیادی به من هم منتقل می کنند، لذا ناخودآگاه اگر بازی من نقص داشت. یک دفعه ده پله بالا می آمدم به خاطر اینکه من هم پاسخ این انرژی را به همان شدت می دادم، بازی نیما رئیسی خیلی خوب بود.
    
    بازی خوب شما در این سریال چشمگیر بود; این مساله توقع مخاطب را بالا می برد چه تمهیداتی اندیشیده ای که توقع مردم را برآورده کنی؟
    باید دوچندان تلاش کنم تا بتوانم به این توقع جواب مثبت دهم، قطعا در کار بعدی ام باید چند پله قوی تر ازاین سریال ظاهر شوم.
    
    در کار سینمایی و سریال بازی داشته اید چه تفاوتی یا شباهت هایی در بین نقش هایی که ایفا کرده ای بوده است؟
    اعتقادم براین است که هر کاراکتری که یک بازیگر بازی می کند دنیای روانی خاصی برای خود دارد، در چهار انگشتی کاراکتری را بازی کردم، هرچند کوتاه بود ولی کاراکتر یک دختر معتاد را بازی کردم که خیلی اثرگذار بود.
    
    علاقه تان به سینما بیشتر است یا تلویزیون؟
    علاقه من به سینما است . سینما سبک بازی و ژانرو مدل متفاوتی از بازی را می طلبد، نمی توانیم این دو را با هم مقایسه کنیم زیرا شبیه به هم نیستند. ولی علاقه ام بیشتر به سینما است و عاشق پرده نقره ای هستم و از این به بعد هم بیشتر برای علاقه ام تلاش می کنم.
    
    کدام یک از صحنه میوه ممنوعه به دلتان نشست؟
    در قسمت دوم کار که خیراندیش وارداطاق من می شود و من خود را حبس کرده ام و می خواستند که مرا راضی کنند که از ازدواج منصرف شوم، فکر می کنم آن سکانس ارتباط مادر و دختر خیلی ارتباط واقعی بود و ارتباطی که به دل تماشاچی نشست و خیلی باورپذیر بود، آن را خیلی دوست داشتم و یک سکانس دیگری بود که حتی در تمرین هایی که داشتم ناخودآگاه اشک از چشمانم جاری می شد زمانی بود که من بعد از ازدواج در خانه خودم هستم و پدرم می آید که مرا به خانه برگرداند، اما من نرفتم و ایشان مرا نفرین می کند و می گوید که بدون دعای شب برای تو روزم روز نمی شد و بعد می گوید که تو خیر نمی بینی بابا ! این جمله را که گفتند من واقعا احساس کردم چقدر این حرف سنگین است و آنجا احساس کردم با تمام وجودم از حاج یونس شرمنده شدم. این سکانس را دوست دارم
    
    شباهت شما به خانم طباطبایی زیاد است شما نسبتی با بهنوش طباطبایی ندارید؟
    با هیچ کدام از خانم ها و آقایان طباطبایی در سینما و تلویزیون کشور نسبت فامیلی ندارم.
    
    به غیر از کار هنری کار دیگری هم دارید؟
    دانشجوی رشته تئاترم و کارگردانی تئاتر می خوانم و در کنارش موسیقی هم کار می کنم.

رو در رو >با باغبان ميوه ممنوعه؛خانواده دكتر ارنست.

 سال قبل، يك‌شنبه‌ها ساعت پنج بعداظهر برنامه كودك و نوجوان سريالي را پخش مي‌كرد به نام «خانواده دكتر ارنست» كه داستان خانواده‌اي بود كه در اثر غرق شدن كشتي در جزيره‌اي ساكن شده بود و در اثر همدلي، تلاش و اميد به آينده عليرغم همه سختي‌ها و مشكلات موجود در آن جزيره، در نهايت به پيروزي و موفقيت رسيدند. از آن زمان تا ماه رمضان

امسال ما از دريچه تلويزيون با خانواده‌هاي بسياري آشنا شديم كه يكي از آنها خانواده حاج يونس فتوحي بود، مردي كه به قول خودش دو ركعت نماز، بدهكار خداوند نيست و در مسجد نيز در صف اول نماز مي‌ايستد و تازه حاج‌‌خانم خانواده نيز مشكلات دختر خانم‌هاي سركش و نافرمان را برطرف مي‌كند اما... ما مردمان عجيب و غريبي هستيم. اين همه در ادبيات و فرهنگ‌مان از عشق و عاشقي صحبت مي‌كنيم اما وقتي نوبت عاشقي فرا مي‌رسد، از آن واهمه داريم. برخي از مردهاي ايراني هم، بسيار شگفت‌انگيز هستند، آنها شايد بيش از همه مردهاي جهان، از زنان، محرم و نامحرم مي‌سازند اما وقتي به اندازه حوضي كوچك، آب پيدا مي‌كنند مثل كشتي‌هاي اقيانوس‌پيما عمل مي‌كنند! هر كدام از ما به سريال‌هاي مناسبتي در ماه رمضان، از يك زاويه نگاه مي‌كنيم. بي‌ترديد راحت‌ترين كار، نقد غيررسانه‌اي به تلويزيون آن هم خارج از گود است. به‌خصوص در طول يك سال اخير تقريبا يك اجماع از اين انتقادها عليه سازمان رقم خورده است اما اين هم دليل نمي شود تا ما نقد منصفانه و مشفقانه از تلويزيون نداشته باشيم.پيوند دادن بين ماه مبارك رمضان و نشاط اجتماعي و تولد انديشه‌هاي نو در اين زمينه ،چون برگزاري جشنواره سريال‌هاي تلويزيوني يا ياري خواستن از ايرانيان براي كمك به زندانيان نيازمند و نيز پذيرفتن سرپرستي ايتام و... از جمله نمونه‌هاي مثبت و مصداق برداشتن يك گام به جلو از سوي رسانه ملي در طي سال‌هاي اخير بوده است. اما اكنون پس از گذشت بيش از شش سال آيا نمي‌توان جنبه‌هاي كيفي چنين رويدادهايي را افزايش داد. به همين دليل از «عليرضا كاظمي‌پور» دعوت كرديم تا به پرسش‌هاي ما پاسخ دهد. او در طي سال‌هاي اخير ثابت كرده است كه مي‌تواند ايده‌هاي نو را در زمينه نويسند‌گي سريال‌هاي مناسبتي به ايرانيان عرضه نمايد.
    او را با سريالهايش مي شناسيم. قصه‌هايي كه در طول سالهاي گذشته براي شبهاي ماه رمضان ايرانيان نوشته است: گمگشته: تصوير جلال و برادرش، مردي كه حضور در جايگاه ديگري او را به عرفان و تحول دروني مي‌رساند. كمكم كن: تصوير مردي كه رفتنش به كما و قبول آخرت و در نهايت جبران گذشته‌اي كه تنها كوله‌باري از گناه برايش داشت. او يك فرشته بود: جسميت بخشيدن به شيطان و حضور در زندگي مردي مذهبي كه به خاطر غرور ديني سقوط مي‌كند. و در نهايت؛ ميوه ممنوعه: مي‌گويند نگاهي البته گذرا به زندگي شيخ صنعان است، روايت زندگي حاج يونس فتوحي. از ديد كاظمي‌پور سوژه‌هاي ماه رمضان بايد چگونه باشند؟ كاظمي‌پور: ديدگاه‌هاي متفاوتي در اين خصوص وجود دارد، براي مثال مديران شبكه سوم سيما معتقدند كه مردم پس از يك روز رياضت و عبادت، نياز به يك فضاي شاد و مفرح دارند و به‌خاطر همين سريال‌هاي طنز‌گونه مي‌سازند در عوض مديران شبكه‌هاي ديگر ترجيح مي‌دهند كه محتواي سريال‌هايشان مطابق با حال و هواي اين ماه، پر از مفاهيم معنوي و عرفاني باشد. يعني در سازمان صدا و سيما چيزي به نام اتاق فكر براي ساخت چنين آثاري وجود ندارد؟ كاظمي‌پور: اگر منظورتان از اتاق فكر جايي است كه عده‌اي در آن بنشينند و راجع به موضوعات و سوژه‌هاي مناسب براي ماه رمضان تصميم بگيرند و برنامه‌ريزي كنند، نخير، چنين اتاقي وجود ندارد. در حال حاضر روال كار طوري است كه تهيه‌كننده‌هاي شبكه به نويسندگان مختلف سفارش نگارش طرحي براي ماه رمضان

مي‌دهند و مسئولان شبكه نيز اين طرح‌ها را مطالعه كرده و از بين آنها بهترين را براي ساخت و توليد انتخاب مي‌‌كنند. اگر هر نويسنده‌اي مي‌تواند طرحي به شبكه ارائه كند. قاعدتا ما بايد هر سال شاهد كارهاي نو و جذابي باشيم در حاليكه سوژه و مضمون خيلي از سريال‌هاي تكراري است. شما قبول نداريد كه يك وجب خاك همان زيرزمين و اغما نيز همان او يك فرشته بود است؟ و مسلما اين تجربه موفقي نيست؟ كاظمي‌پور: اين مسئله دلايل متعددي دارد كه از جمله آنها كمبود موضوعاتي است كه مي‌توان با محدوديت‌هاي تلويزيون به آن پرداخت. واقعيت اين‌كه سوژه‌هايي كه قابليت نگارش و ساخت در تلويزيون را دارند بسيار محدود و انگشت‌شمارند و در طول سي سال بعد از انقلاب نيز همه آنها به كرات ساخته شده‌اند. بجز كمبود طرح و سوژه‌ مناسب ما با كمبود نويسنده خوب نيز مواجه هستيم با وجود اين من خودم در طول اين چند سال شاهد بوده‌ام كه مديريت شبكه‌هاي مختلف هر سال تلاش و زحمت بسياري مي‌كشند تا در ماه رمضان كار ممتاز و آبرومندي براي مخاطبان خود آماده كنند. و اصلا دليل اين‌كه هر سال كار توليد سريال‌هاي ماه رمضان به دقيقه نود مي‌كشد همين وسواس و سختگيري مديران در انتخاب طرح و قصه مناسب است. اگر فرض بر اين باشد كه با مشكل تهيه‌كننده نويسنده و كارگردان خوب مواجه هستيم در تلويزيون مديران مي‌توانند در اين يك سال كه تا رمضان ديگر فرصت داريم دعوت كنند از گروه‌هاي خوب فيلمسازي تا پنج كارگردان و تهيه‌كننده تمام سريال‌هاي چند سال اخير را نسازند... كاظمي‌پور: به نظر شما چرا اين‌گونه است؟ من فكر مي‌كنم در تلويزيون مثل در تيم ملي بسته است. كاظمي‌پور: اين‌طوري نيست. ما تهيه‌كننده حرفه‌اي و كار‌آموز در تلويزيون كم داريم. مخصوصا تهيه‌كننده‌هايي كه بتوانند در طول 4 ماه، ساخت يك سريال سي قسمتي را با سرعت و كيفيت مناسب به انجام برسانند، واقعا انگشت‌شمارند. مديران شبكه‌ها نيز در چنين فرصت محدودي ريسك نمي‌كنند و افرادي را براي ساخت پروژه‌هايشان انتخاب مي‌كنند كه قبلا امتحان خود را پس داده‌اند. به نظر من، تا وقتي كه شبكه ها يك سال از پخش جلو نيفتند و كارهاي سال بعدشان را امسال نسازند و آماده پخش نكنند، سيستم فعلي كه بر روند نگارش و توليد كارهاي مناسبتي حاكم است تغييري نخواهد كرد و هر سال شاهد اسامي تكراري در تيتراژ سريال‌ها خواهيم بود.
     اما در اين ميان موضوع ديگري مطرح مي‌شود، موضوعي كه در ابتدا اشاره‌اي گذرا با آن شد؛ موضوع ديني، مذهبي چيست؟ آيا اگر حاج يونس فتوحي مذهبي هفتاد ساله را كه حتي دو ركعت نماز بدهكار نيست را به تصوير بكشيم،

سريال ما ديني است؟! يا مي‌توان سريالي ساخت كه تاثيرات عميق بر انسان بگذارد؟! ايراني مي‌تواند... اين شعار ملي ماست كه البته در دين و شريعت ما هم بارها و بارها به آن اشاره شده؛ حضرت علي(ع) فرمودند: اگر علم در ثريا هم باشد حتما مردي از ايران به آن دست پيدا مي‌كند. اما اين مهم در كارهاي تلويزيون ما تا چه اندازه ملموس است؟ آيا سريال‌هايي مانند قصه‌هاي جزيره، پرستاران، خانواده دكتر رابينسون، سال‌هاي دور از خانه، شهر مرزي و حتي جواهري در قصر كه از سيماي جمهوري اسلامي پخش شده، داراي درون مايه اسلامي نيست؟! آباداني‌، مقاومت، ايثار همه و همه از پيام‌هاي اين كارهاست، كدام يك از كارهاي تلويزيوني به خصوص مناسبتي ماه رمضان اين مفاهيم را به ما القا مي‌كنند؟! در سريال يك وجب خاك به اين پارامترها مي‌رسيم يا اغما؟ به نظر شما مبارزه براي كسب انسانيت همان مبارزه با نفس ما نيست؟ شما با كدام يك همذات پنداري مي‌كنيد با داماد آقاي افشاري، دكتر برديا، دكتر پژوهان و يا سوزان شهر مرزي، ساراكنيگ، مارشال‌ وارنست و... در كدام يك از سريال‌هاي ماه رمضان نشان از آباداني، نشاط، اميد و در كل زندگي مي‌بينيم؟ ما هنوز با خودمان درگيريم، يا جلال با فتوحي، يا افشاري با دامادش و يا خواه اين درگيري مي‌خواهد بين دكتر پژوهان باشد با نفس اماره خودش؟ كاظمي‌پور: قبول دارم كه محتواي اين سريال‌ها اشكالات بسياري دارد كه از جمله آنها نبود روحيه اميد و نشاط و نگاه مثبت به زندگي است اما نمي‌توان انكار كرد كه در طول اين چند سال تلاش‌هايي در جهت ساخت اين‌گونه آثار در تلويزيون صورت گرفته است، مثلا دو سه سال پيش قرار شد كه سي تله فيلم با موضوع پيشرفت و آباداني كشور و كارايي نهادهاي دولتي در تلويزيون ساخته شود و بودجه خوبي هم به اين كار اختصاص داده شد اما نتيجه مثبتي نداد.
     موضوع مهم ديگر كه قابل تامل و بررسي است، ضعف تلويزيون كه شايد ناشي از محدوديت‌هاي سازمان باشد، در عدم به تصوير كشيدن صحيح و البته شرعي مضامين و البته المان‌هاي ديني و اسلامي است. به طور مثال ازدواج موقت يك راه منطقي، شرعي و البته قانوني است كه در سريال‌ها افراد غيرموجه و البته خاكستري انجام مي‌دهند. به طور مثال مي‌توان به دو سريال طلسم‌شدگان داريوش فرهنگ و نرگس سيروس‌مقدم‌ اشاره كرد، در طلسم‌شدگان مردي كه نه از نظر ظاهري بلكه در باطن هم هيچ‌گونه اعتقادي به المان‌هاي ديني نداشته و تارك الصلاة است و در مراسم ختم

همسرش به جاي تلاوت قرآن، موسيقي مي‌گذارد چطور ممكن است براي برقراري ارتباط با منشي‌اش از يك راه شرعي وارد شود؟! آيا اين به محدوديت صدا و سيما در به تصوير كشيدن واقعي نوع ارتباطات برمي‌گردد يا جامعه ما پذيرش طرح چنين موضوعاتي را ندارد؟ صدا و سيما توانايي دارد تا در چند سال آينده تصوير درستي از زندگي اميرالمومنين(ع) بسازد؟ نحوه ازدواج حضرت بعد از رحلت حضرت فاطمه(س) و نيز تعدد زوجين اگر از سيماي جمهوري اسلامي به تصوير كشيده شود، آيا آنها خواهند توانست ازدواج موقت ايشان را به درستي نشان دهند؟ و پس از بازخوردها چگونه خواهد بود؟ ما براي اين‌كه نمي‌توانيم رابطه ناهنجار و غيراخلاقي بين زن و مرد را به تصوير بكشيم، از اين رو هر ارتباط از اين دست را به صورت مشروع بيان مي‌كنيم. ديگر بين خوب و بد چه فرقي است؟ طبيعي است وقتي در آثار تلويزيوني ما تنها افرادي مانند شركت و امثالهم كه براي هر كاري نه تنها به توجيه شرعي بلكه قانوني توجهي ندارند، براي ارتباط با زن ديگر از ازدواج موقت وارد مي‌شود، نمي‌توان درك صحيحي از زندگي معصومين داشته باشيم... سريال «او يك فرشته بود» به نوشته كاظمي‌پور نيز از اين قاعده مستثني نيست. بهزاد كه دچار وسوسه شيطاني شده و به راحتي يك دختر جوان را به داخل خانه‌اش مي‌برد و پس از رفتن همسرش باز به ماندن دختر اصرار دارد، اما باز قائل به رعايت معيارهاي اسلامي است.نويسنده موفق‌ترين سريال‌هاي مناسبتي ماه رمضان در سالهاي اخير، مي‌‌گويد: ما به دليل اعتقادات و محدوديت‌هاي عرفي و شرعي، نمي‌توانيم ارتباط آدم‌ها و زندگي واقعي آنها را به تصور بكشيم. من با حرف شما كه نبايد براي ارتباط نامشروع يك مرد و زن توجيه شرعي بتراشيم و آن را صيغه يا ازدواج موقت بناميم،كاملا موافقم. چون نبايد از مذهب براي توجيه كاري كه از نگاه عرف مردم غلط است استفاده كنيم. اما استدلال مديران شبكه اين است كه با نشان دادن رابطه نامشروع، قباحت اين عمل در جامعه مي‌ريزد. و تبديل به امري عادي و پيش پا افتاده مي‌شود و من فكر مي‌كنم به خاطر جنبه آموزشي و فرهنگ‌سازي تلويزيون در ايران، نگراني مديران، نگراني درستي است. پس با اين حساب چه فرقي است ميان آدم خوب و آدم منفي؟ كاظمي‌پور: روحاني سريال ما جمله‌‌اي گفت كه آدم بايد هم ظاهر كارش درست باشد و هم باطنش – وقتي كه ما ارتباط نامشروع را در سريال‌ها صيغه مي‌ناميم ظاهر كارمان درست مي‌شود ولي باطنش همچنان خراب مي‌ماند.
     اما پس از تمام اين مباحث چيزي كه واضح و مبرهن است سيما در يك ماه رمضان به حداكثر قابليت تاثيرگذاري مي‌رسد، چهار شبكه در هر روز اين ماه با حداقل سي دقيقه سريال كه به عبارتي 3600 دقيقه كه معادل ماه‌ها برنامه است با اين حساب اگر اين رسانه كمر همت بر برطرف نمودن حداقل يك ناهنجاري اجتماعي بربندد در يك ماه رمضان كه بر دل‌هاي روزه‌دار و نيز به جهت تكرار غيرروزه‌دار موثر خواهد افتاد. اما امسال نيز به مانند سال‌هاي گذشته سريال‌هاي مختلفي پخش شد كه در اين بين ميوه ممنوعه از بينندگان بيشتري برخوردار بود هر چند نسبت به كارهاي ديگر ساعت پخش

خوبي هم نداشت . حرفهاي پاياني نويسنده ميوه ممنوعه خواندني است من خيلي دوست داشتم سال گذشته هم كاري براي ماه رمضان داشته باشم. چهار طرح هم نوشتم ولي هيچ‌كدام تصويب نشد... فكر مي‌كنم شروع هر كاري حاصل يكسري تصادفات است. امسال به‌‌طور كاملا اتفاقي با آقاي عفيفه (تهيه‌كننده) در شبكه 3 برخورد كردم و ايشان از من براي نگارش طرحي براي شبكه 2، دعوت به كار كردند. پيش از من آقاي عفيفه، چند طرح مختلف به شبكه ارائه داده بود ولي هيچ‌كدام مورد موافقت قرار نگرفته بود. هر چند كه در اين رفت و آمدها علاقه‌مندي شبكه به موضوعاتي مثل آزمايش الهي و پرداختن به مفاسد اقتصادي مشخص شده بود. خود آقاي عفيفه نيز ايده‌هايي در اين‌باره داشت و در نهايت من اينها را كنار هم چيدم و طرحي نوشتم كه تصويب شد و براي تسريع كار و بالا رفتن كيفيت فيلم‌نامه‌ها از آقاي عليرضا نادري دعوت كرديم تا وظيفه نگارش ديالوگ‌ها را برعهده بگيرد و كار نگارش فيلم‌نامه‌ها را به‌‌طور مشترك انجام داديم. در خلاصه‌اي كه به مطبوعات داده شده، آمده است كه اين سريال تلفيقي از دو داستان شاه لير و شيخ صنعان است اما اين‌گونه نبوده كه ما از ابتدا خواسته باشيم كه از اين دو داستان اقتباس كنيم، بلكه پس از نوشتن طرح‌هاي اوليه، رگه‌هايي از اين داستان‌ها را در طرح خودمان پيدا كرده و آنها را بسط و گسترش داديم.
    حاج يونس شبيه شيخ صنعان هست و هر چه به سمت قسمت‌هاي پاياني پيش برويم اين شباهت بيشتر خواهد شد. در حين نوشتن كار به فيلم‌هاي مختلفي از جمله دنيا، روسري آبي، مارال و ديوانه‌اي از قفس پريد مي‌رسيدم به همين جهت سعي مي‌كردم سكانس‌هايي بنويسم كه در آن كارها نباشد. مي‌‌گويند محدوديت خلاقيت مي‌آورد – بله، همين‌طور است ولي محدوديت زياد خلاقيت نويسنده را كور مي‌كند.

حامد کمیلی یا همان الیاس

حامد کمیلی

   اين مرد درباره شيطان با کسي حرف نمي زند. 8 روز زمان مي برد که در ميان کار شبانه روزي گروه، فرصت گفت وگو پيدا کنيم و 8 ساعت هم در روز قرارمان زمان مي برد تا او ديالوگش را که همان روز به دستش رسيده حفظ کند، بي آنکه حس اش به هم بريزد، سکانس اش را به آخر برساند، سريال اغما را با بچه هاي گروه ببيند . ساعت 10 شب است که در خانه باغ از بازي هايش مي گويد که کار دل بوده است نه غم نان. از سيروس مقدم که سابقه ستايش او را پيش از اين هم داشته است و از امين تارخ که به گفته او بي واسطه و بي منت مهر مي ورزد و مي آموزد و در کنار همه اينها از شيطان، که حالا در تنهايي هم دست از سرش برنمي دارد. اين مرد مي گويد که نقش هايش را زندگي مي کند. پس نام حامد کميلي تا اطلاع ثانوي «الياس» است. مصاحبه اعتماد با حامد کميلي را بخوانيد:
    
    دليل فرارتان از مصاحبه چه بود؟ نمي خواستيد از حامد کميلي حرف بزنيد يا الياس؟

 


    به دو دليل، اول اينکه از مطبوعات گله دارم. چون من خيلي محدود مصاحبه انجام مي دهم اما در يک سري مجلات ديده ام که مصاحبه هايي از قول من چاپ کرده اند. قبلاً اين طوري بود که مصاحبه ها را از روي مصاحبه هاي ديگري برمي داشتند. ولي حالا ديگر اين کار را هم نمي کنند و هر کس هر چيزي که مي خواهد مي نويسد. من هميشه از همان اول تصميم گرفته بودم که روش مسالمت آميزي را با مطبوعات در پيش بگيرم تا هم من موقعيت آنها را درک کنم و هم آنها موقعيت مرا. متاسفانه وقتي ديدم اين اتفاق نمي افتد تصميم گرفتم کمي جدي تر با قضيه برخورد کنم. دليل دوم هم اينکه شخصيت من در اغما وجهه هاي متفاوتي پيدا مي کند، يک سري کاراکترهاي جديد به آن اضافه مي شد که من نمي خواستم پيش از نمايش درباره آنها حرفي بزنم تا براي تماشاگر جذابيت داشته باشد.
    
    پس حالا وقتش است که درباره «الياس» حرف بزنيم. سيروس مقدم اولين بار درباره نقش به شما چي گفت؟ گفت بايد نقش شيطان را بازي کني؟
    در زمان پيش توليد کار سيروس مقدم که هميشه به من لطف دارد با من تماس گرفت. آن موقع هنوز چيز نوشته شده يي درباره نقش وجود نداشت و تنها چيزي که باعث شد نقش را بپذيرم اعتماد کامل و بدون شکي بود که به سيروس مقدم داشتم. چون بايد راکورد ريش ام را نگه مي داشتم و هيچ قراردادي ديگري امضا نمي کردم.
    
    دقيقاً نگفتيد چه توضيحي درباره نقش داد؟
    گفتند يک شخصيت خاص و متفاوت با آنچه ديده يي.
    
    پس هنوز نمي دانستيد که قرار است شيطان بشويد؟
    تا اين حد مي دانستم که اين آدم قرار است تفکرات شيطاني خودش را نشان بدهد. اما همه چيز در حد يک طرح و حرف بود.
    
    اولين تصويري که از الياس در ذهنتان نقش بست چه شکلي بود، مثلاً يک موجود ترسناک؟
    نه، اصلاً، همان طور که ديده ايد در قسمت هاي اوليه تماشاگر اصلاً نمي دانست که اين فرشته است يا شيطان؟ اصلاً برنامه ما اين بود که جنس بازي قسمت هاي اوليه الياس با اين تفکر انجام بشود که بازيگر را در يک برزخ قرار بدهيم و اين اتفاق هم افتاد. تماشاگر مي دانست که با يک موجود عجيب و غريب و ماورايي طرف است اما نمي دانست که يک نيروي مثبت است يا منفي.
    
    در اين زمينه به آثار ساخته شده ديگر هم مراجعه کرديد؟
    من اصولاً براي نقش ارزش قائلم. يادم است به من گفتند اين يک کاراکتر فوق العاده سخت با بازي متفاوت است. يعني ما با يک شخصيت انساني طرف نبوديم که نمونه اش را در جامعه ببينيم و بخواهيم الگوبرداري کنيم. بعد از آن من به نمونه هاي خارجي که کار شده مراجعه کردم براي اينکه جنس بازي ها و نگاه هاي متفاوتي را که به اين شخصيت شده ببينم.
    
    بعد از آن بايد به يک تصوير کلي از نقش رسيده باشيد. اين تصوير با آنچه سيروس مقدم انتظار داشت، مطابقت مي کرد؟
    من نمي خواستم الگوبرداري کنم. فقط مي خواستم وسعت ذهنم را نسبت به اين شخصيت و نگاه هايي که به آن شده بيشتر کنم.
    
    و شايد در واقع مي خواستيد راهتان را از شيوه بازي آنها جدا کنيد؟
    دقيقاً، سعي کردم تا حد زيادي متفاوت از آنچه قبلاً بازي شده نقش را اجرا کنم. دليل ديدن فيلم هاي متفاوت هم اين بود که نمي خواستم ناخودآگاه شبيه يکي از آنها باشم و جنس فيلمنامه افخمي و کار سيروس مقدم هم اين تفاوت را مي طلبيد.
    
    چطور به جزئياتي مثل لحن، حالت گرفتن دست و... رسيديد؟
    نوع شخصيت پردازي الياس که به عنوان يک آدم مذهبي وارد اين فضا مي شود، ما را درگير يک لحن و شکل اجرايي مي کرد که براي تماشاگر آشنا باشد. بعد از آن از يک جايي سعي کرديم اين مرز را بشکنيم و هويت واقعي شيطاني او را در جلد ظاهر زيبا و معصومانه نشان بدهيم. يعني در مرحله اول نوعي تفکر مثبت نمايي بود و بعد در زير پوسته اين ظاهر فريبنده تفکر منفي را حس مي کنيم. چيزي که بايد مورد توجه قرار مي داديم قابل باور بودن اين آدم و حرکات اوست. دوست داشتيم هر کسي در زندگي خودش اين احساس را داشته باشد که شيطان مي تواند وارد زندگي اش بشود. نمي خواستيم الياس را در حد يک موجود متافيزيک نشان بدهيم که تماشاگر اصلاً با آن همذات پنداري نداشته باشد. اين وظيفه سنگيني بود که نويسنده بر عهده داشت و به خوبي هم از پس آن برآمد.
    
    تا قبل از اين سريال تجسم انساني شيطان براي خود شما قابل باور بود؟ يعني به وجود شخصيتي که قرار بود بازي کنيد ايمان داشتيد؟
    به هر حال من مطالعات جزئي در اين زمينه داشتم. تفکري در اسلام هست که مي گويد شيطان براي گول زدن بعضي از آدم ها نياز به چيزي ندارد چون آنها خيلي راحت تفکرات شيطاني پيدا مي کنند. در مورد آدم هايي که ايمان قوي تري دارند شيطان خودش دست به کار مي شود. دکتر پژوهان قصه ما هم يک آدم مثبت بوده که شيطان شخصاً تصميم مي گيرد در ظاهر يک آدم مثبت او را فريب بدهد. در ظاهر الياسي که خود آن هم واقعاً آدم مثبتي بوده و حالا اينکه چه سرنوشتي پيدا نکرده بايد صبر کنيم تا قصه به پايان برسد. به هر حال اين واقعيت دارد که شيطان در برخي مواقع از ظاهر آدم هاي ديگر براي فريب استفاده مي کند. اين در تفکر اسلامي هست و من هم اطلاعاتي داشتم و بعد از اين کار اطلاعات بيشتري هم به دست آوردم.
    
    حالا بعد از اين نقش اعتماد کردن به آدم هاي دورو برتان سخت نيست؟
    اتفاقاً چرا. البته نمي خواهم بگويم آدم شکاک و منفي بيني شده ام، اما جهان بيني ام دچار تغييرات زيادي شده است. از وقتي فهميدم که اين اتفاق مي تواند براي هر کسي پيش بيايد يک کم ريزبين تر شده ام. به خاطر همين معتقدم تمام اصول و رفتار و اخلاقيات ما بايد برگرفته از يک سري ريشه هاي اخلاقي و ارزش هاي دروني باشد. اگر بر مبناي اين باورها و ارزش ها حرکت کنيم، کمتر تحت تاثير آدم هاي خوب و بد اطراف مان قرار مي گيريم.
    
    در مورد گذشته چطور؟ تو اين مدت اتفاق افتاده به کارهاي گذشته فکر کنيد يا بخواهيد برخي از آنها را به گردن شيطان بيندازيد؟
    يک عادت بدي که ما انسان ها داريم اين است که دوست داريم اشتباهات مان را به گردن کس ديگري بيندازيم. اين به خاطر راحت طلبي ما است. من دلم نمي خواهد الان هيچ کس وقتي به گذشته خودش برمي گردد در مورد هر اشتباهي که کرده بگويد پس لابد تقصير شيطان بوده است. شايد بشود گفت الياس برگرفته از درون شخصيت پژوهان است. چون دقيقاً زماني وارد مي شود که او شک کرده است. با اين زاويه ديد اگر نگاه کنيم همه چيز به خودمان برمي گردد يا در رابطه با «رز»، در واقع اين شخصيت چيزي را مي شنود و دوست دارد بشنود که آن پسر به او مي گويد. آدم ها بعضي مواقع چيزهايي مي شنوند که خودشان مي خواهند انجام بدهند ولي مي اندازند گردن يکي ديگر و چه ديواري کوتاه تر از ديوار شيطان.
    
    به نظر مي آيد جذابيتي که شخصيت الياس و بعد ماورايي داستان ايجاد کرده، پيام اصلي داستان را در سايه قرار داده است.
    به هر حال ما داريم درباره يک کار تصويري حرف مي زنيم که اولين شرط آن ايجاد جذابيت براي نگه داشتن مخاطب است. شما بايد اول تماشاگر را به دست بياوري. فرق يک کار تصويري با موعظه و خطابه هم همين امکان ايجاد جذابيت است. با اين جذابيت تماشاگر را کنجکاو مي کني و هرچه تماشاگر کنجکاوتر بشود، ريزبين تر مي شود و اين باعث مي شود به بطن کار شما برسد. ما با ايجاد اين ساختار تماشاگر را مي نشانيم و بعد آن معنا را زير پوستش تزريق مي کنيم.
    
    جز شما کانديداهاي ديگري هم براي اين نقش بود؟
    مسلماً بوده است. دوستان ديگري که شايد اگر جاي من بودند خيلي بهتر مي توانستند اين نقش را ايفا کنند و شايد شخصيت اصلاً شکل ديگري پيدا مي کرد. ولي من سعي کردم آن را به بهترين شکل دربياورم.
    
    معمولاً بازيگران تلويزيون را در سطح پايين تري از بازيگران سينما مي بينند. اين در تمام دنيا وجود دارد. شما خودتان در مورد تلويزيون چه نظري داريد؟


    شايد اگر چند سال پيش اين سوال را از من مي پرسيديد من هم همين نظر را داشتم. ولي الان ما کارهاي فاخري در تلويزيون داريم که بايد حسرت آن را در سينما بخوريم. اين را به اين دليل نمي گويم که خودم در تلويزيون بازي مي کنم. به هر حال تا امروز دوستان لطف داشته اند و کارهاي سينمايي زيادي هم به من پيشنهاد شده است و خودم هم واقعاً کار در سينما را دوست دارم. اما بعضي وقت ها متن هايي به دستم مي رسد که بعد از خواندن شان به خودم مي گويم چه کسي قرار است اين کار را ببيند؟ اصلاً چه مي خواهد بگويد؟ من يک کار خوب تلويزيوني را هميشه به يک کار متوسط و ضعيف سينمايي ترجيح مي دهم. اين را تا امروز ثابت کرده ام و در حد شعار هم نيست. از طرفي اولين کار سينمايي هم برايم خيلي مهم است. به هر حال امروز تلويزيون براي من ارزش زيادي دارد همان طور که تئاتر دارد.
    
    با شرايط اقتصادي که سينماي امروز ما دارد خيلي ها به تلويزيون به عنوان منبع درآمد نگاه مي کنند.
    ببينيد رشته تحصيلي من سينما نيست. من دارم فوق ليسانس مديريت بازرگاني مي گيرم.
    
    وقتي تازه کار تئاتر را شروع کرده بودم، يکي از استادانم به من گفت؛ در زمينه تصوير و سينما مطالعه کن و اطلاعات تخصصي داشته باش. اما سعي کن هيچ وقت هنرپيشه نشوي بلکه هنرمند باشي. حالا کار من طوري است که هيچ وقت مجبور نمي شوم به خاطر غم نان کاري را انجام بدهم. هر کاري کرده ام از دل بوده است. مثلاً بعد از آخرين کارم مدت ها بيکار بودم. چون واقعاً کاري نبود که احساس کنم با ايفاي آن يک پله بالاتر رفته ام. من با بازيگري عشقبازي مي کنم. وارد زندگي ام مي شود. شايد اين اليناسيون شخصيتي از تئاتر به من رسيده باشد. براي همين بيشتر از يک نقش را نمي توانم قبول کنم. هنوز مثل بازيگرهاي ديگر آنقدر حرفه يي نشده ام که چند کار را با هم انجام بدهم چون خيلي درگير نقش مي شوم.
    
    يعني تا مدت ها بايد با اين شيطان دست و پنجه نرم کنيد؟
    بله. الان شديداً از لحاظ روحي تحت تاثير نقش هستم. خصوصاً نقشي مثل شيطان که وقتي تنها هستي و به آن فکر مي کني فوق العاده اذيتت مي کند. البته نه اينکه بگويم روحيات شيطاني پيدا کرده ام، اما به هر حال سختي هاي خودش را دارد. اصولاً دوست ندارم يک شخصيت را بازي کنم. دلم مي خواهد زندگي اش کنم. احساس مي کنم قابل باور بودن آن شخصيت زماني اتفاق مي افتد که تماشاگر احساس کند اين بازي نيست. خودش است و اين در مورد نقش هاي منفي سخت است. ولي به هر حال وقتي چيزي را پذيرفتي بايد به بهترين شکل آن را انجام بدهي.
    
    در مورد صحبت قبلي تان مي خواهم بپرسم آيا تنها مرزي که بين هنرپيشه و هنرمند مي گذاريد غم نان است؟
    نه، من هنرمند نيستم. ولي خيلي دوست دارم باشم. چون براي هنرمند ارزش، اعتبار و احترام خاصي قائلم که هم جلوي دوربين و هم پشت آن و زندگي شخصي مصداق پيدا مي کند. غم نان فقط يک تفاوت است. تفاوت هاي زيادي هست و من سعي دارم واقعاً از اين تفاوت ها عبور کنم و به نقش هاي خوب برسم.
    
    وقتي درباره نقش خوب حرف مي زنيد چه معيارهايي در ذهن تان است؟
    من سليقه ام را در انتخاب نقش ها تا به امروز به تماشاگران نشان داده ام. اصلاً درگير کليشه شدن در نقش خاصي نيستم و با بازي در نقش هاي متفاوت فرصت ابراز اين مساله را پيدا کردم. چون الان خودم را در دوره تجربه مي دانم. اما اين بدان معني نيست که هر کاري را بپذيرم.
    
    يک بار جمله يي از اليا کازان خواندم که مي گفت بازيگر تکه هايي از زندگي خودش را به ما عرضه مي کند. نسبت به کارهايي که انجام داده ايم اين احساس را داريد؟
    دقيقاً همين است. همين که گفتم اگر بازيگرهاي ديگري مي آمدند شايد اين شخصيت شکل ديگري پيدا مي کرد، تاييد همين حرف است. اين تفاوت من با آن آدم ها است. تفاوت استنباط من و آن آدم ها است. نمي شود منکر اين مساله شد که رد پايي از من حامد کميلي در نقش باقي مانده است. به هر حال حضور حامد کميلي، نگاهش و جسمش در اين شخصيت حلول کرده است.
    
    به شانس در بازيگري معتقديد؟
    نه، من معتقد به باور و طرز فکر هستم. شما اگر سراغ آدم هاي بيچاره و بدبخت بروي، مي گويند ما شانس نياورديم. اما وقتي سراغ آدم هاي قدرتمند مي روي، مي گويند اين قدرت ما و انرژي است که خداوند به ما داده است. در روانشناسي نوين هم اين مساله هست که زندگي آدم ها برمي گردد به چيزي که فکر مي کنند.
    
    اما در مورد بازيگري واسطه هايي هست که گاه بازيگر را به يک مجري بي اراده تبديل مي کند. مثلاً همين چيزي که مي گويند فلان کارگردان فلان بازيگر را کشف کرد. اين را قبول نداريد؟
    قبول دارم. اما مي خواهم بگويم اين کشف شدن يک جايي در گذشته در ذهن اين آدم بوده که امروز عملي شده است. من هميشه معتقد بوده ام که انسان بايد هدف را انتخاب کند ولي راه رسيدن به آن را نه، بايد اراده و فکر را در طبيعت رها کني و بعد خداست که با اتفاقات متفاوت شما را به هدف تان نزديک مي کند. بايد ذهنيت کاملاً باز باشد. بستن ذهن يک جور تعصب است.
    
    يعني دوروبرتان بازيگرهاي خوبي را نمي شناسيد که هميشه در حاشيه مانده اند و يا آنهايي که تنها به مدد چهره بالا رفته اند؟
    قبول دارم. اما معتقدم که اين بازيگرها هم بايد به اعتماد به نفس و قدرت برسند. ببينيد حتي مرگ و زندگي آدم ها هم به باور آنها برمي گردد. من معتقدم انسان امروزي آنقدر قدرتمند است که با نيروي خدادادي هر کاري مي تواند انجام بدهد. اين انسان قدرتمند است که ارزش سجده فرشته ها را دارد. وگرنه انساني که درگير شانس باشد چه ارزشي دارد؟
    
    آموختن بازيگري را وامدار چه کساني هستيد؟
    من از حميد سمندريان و گلاب آدينه در تئاتر خيلي آموخته ام. فيلم هايي که مي بينم همه براي من حکم استاد را دارند. محدود به يک يا دو آدم نيست. حتي يک بازي بد در يک فيلم مي تواند براي شما درس داشته باشد.
    
    ادعاي بازيگري هم داريد؟
    نه، الان در مرحله تجربه هستم و اميدوارم هرگز به اين ادعا نرسم چون معتقدم پايان بازيگري است.

شاعر کوچه های آفتاب امروز دیگر در میان ما نیست .

  ديشب طوفان، کمر پرانتز را شکست و خانه يکي از ساکنان کوچه آفتاب را در هم نورديد. و او را که مثل چشمه مثل رودي بود، پر و بالي آسماني بخشيد تا ديگر از "بي بال پريدن" با "دستور زبان عشق"، شعر نسرايد.
    "قطار مي رود
    تو مي روي
    تمام ايستگاه مي رود
    و من چقدر ساده ام
    که سال هاي سال
    در انتظار تو
    کنار اين قطار رفته ايستاده ام
    و همچنان نرده هاي ايستگاه رفته تکيه داده ام..."
    ديشب، سوار قطار شد و رفت اما فرصت نکرد بيت آخر شعرش را خط بزند و چيز ديگري بنويسد جايش...
    
    قيصر امين‌پور شب گذشته هنگامي كه بر اثر بيماري به بيمارستان دي تهران منتقل شده بود و تلاش‌هاي پزشكان براي مداواي وي نتيجه‌اي در برنداشت، درگذشت.
    شنيده‌ها حاكي از آن است كه امين‌پور بر اثر بيماري قلبي درگذشته‌است. وي که چند سال پیش در اثر یک سانحه تصادف به شدت آسیب دید، کلیه های خود را از دست داد و از آن موقع هر هفته مجبور به انجام دیالیز بود.
    
    قیصر امین‏ پور متولد دوم اردیبهشت 1338 دزفول بود. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد.


    
    وي در آغاز عاشق نقاشي بود، اما سرانجام به سراغ شعر رفت و شعر او را به دانشكده ادبيات دانشگاه تهران كشاند.
    
    اگر بخواهيم شعرى از جنگ بگوييم حتماً سرآمد شاعران آن دوران، قيصر امين‌پور به يادمان خواهد آمد، همان كه روزگارى سروده بود:
    «مى‌خواستم شعرى براى جنگ بگويم/ ديدم نمى شود/ ديگر قلم زبان دلم نيست/ گفتم:/بايد زمين گذاشت قلم‌ها را/ ديگر سلاح سرد سخن كارساز نيست/ بايد سلاح تيزتري برداشت/ بايد براى جنگ/ از لوله تفنگ بخوانم/ با واژه فشنگ.»
    
    در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تا قبل از فوت در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت. در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
    در همان سال با دفاع از رساله خود با عنوان «سنت و نوآورى در شعر معاصر» كه با راهنمايى محمدرضا شفيعى كدكنى به سرانجام رسيده بود، موفق به اخذ مدرك دكتراى ادبيات فارسى از دانشگاه تهران شد و بعدها اين پايان‌نامه در شمارگان بالايى به چاپ رسيد. وي درباره اين اثر مى‌گويد: «پيشنهاد بررسى درباره اين موضوع از طرف استاد ارجمند دكتر شفيعى كدكنى بود و من از ميان موضوعات مختلف، اين موضوع را به ضرورت بحث سنت و نوآورى، براى پايان‌نامه دكترى برگزيدم.»
    
    اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.
    
    در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار آمد که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر گرفت. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان "گزیده دو دفتر شعر" از سوى انتشارات سروش از وى منتشر شد.
    
    در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر شد که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.
    
    در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید.
    
    "گل‏ها همه آفتابگردانند" در سال 81 وارد بازار کتاب شدند. دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد و به عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى درآمد.
    
    «دستور زبان عشق» آخرين دفتر شعر او بود كه تابستان امسال منتشر شد و مورد استقبال بسياري از متقدان قرار گرفته بود.
    وي در شعرهايش اغلب فضايى را به تصوير مى‌كشد كه نشان‌دهنده آرمان‌شهر شاعرانه اوست. البته چنانچه خود شاعر اعتراف مى‌كند، اين دنيا فقط در شعرهاى شاعران وجود دارد و وجود خارجى ندارد: «خدا روستا را.../ و بشر شهر را.../ ولى شاعران/ آرمان‌شهر را آفريدند/ كه در خواب هم آن را نديدند»
    
    
    در كوچه آفتاب، طوفان در پرانتز، مثل چشمه مثل رود، بي‌بال پريدن، به قول پرستو، گزينه اشعار از عناوين ديگر كتاب‌هاي اين شاعر و استاد دانشگاه تهران است.

هادی ساعی از 15 سالگی دو شغله بود

هادی ساعی

    
    مسابقات تكواندو انتخابي المپيك 2008 پكن به مدت سه روز در شهر منچستر انگليس برگزار شد. در اين رقابت‌ها نزديك به 300 تكواندو‌كار از 90 كشور جهان براي كسب عنوان قهرماني جهان و دست‌يابي به سهميه المپيك پكن با يكديگر مبارزه كردند و تيم ملي ايران با دو تكواندو‌كار مرد و دو تكواندو‌كار زن در مسابقات منچستر شركت كرده بود.
    در حالي‌كه قرار بود هادي ساعي دارنده مدال برنز المپيك سيدني و دارنده مدال طلاي المپيك آتن در روز اول بازي‌ها به مصاف حريفان خود برود براي او در روز پاياني بازي ترتيب دادند. اعضاي تيم ملي ايران كه شامل چهار تكواندوكار مرد و زن بودند پيش از شروع بازي‌ها تمرينات مشتركي را با تكواندو‌كاران كشور‌هاي تايلند، پاكستان، كاستاريكا، اوكراين، مراكش و مكزيك برگزار كردند.روز مسابقه فرا رسيد هادي ساعي در وزن دوم المپيك در برابر يوجي سونگ از چين تايپه قرار گرفت حريفي كه در مسابقات جهاني سال 2007 در چين به عنوان قهرماني دست يافته بود. نتيجه اين ديدار براي ورزش‌دوستان ايراني به‌ويژه اهالي تكواندو خوشايند نبود چون هادي ساعي در يك مبارزه بسيار نزديك و شانه به شانه نتيجه را 6 بر 5 به حريف واگذار كرد و ضمن حذف از دور مسابقات از دست‌يابي به سهميه المپيك بازماند.
    آماده‌تريني كه حذف شد!

 


    واكنش هادي ساعي پس از حذف از مسابقات منچستر در نوع خود جالب بود. عضو شوراي شهر تهران گفت: در اصل ديدار فينال در همان مرحله اول بين من و تكواندو‌كار چين تايپه انجام شد. من سر‌حال و آماده بودم و در يك مسابقه سنگين و فشرده نتيجه را واگذار كردم.
    وي افزود: هيچ مشكلي از بابت آمادگي بدني نداشتم ولي در هنگام درگيري‌ها داوران، دوپوئن را به حريف دادند و من در نهايت توانستم يك امتياز عقب‌افتاده را جبران كنم. در واقع در راندهاي اول و دوم مساوي بوديم و در راند سوم در يك حمله همزمان داوران امتياز را به حريف دادند گرچه اگر اين مسابقه ده ثانيه بيشتر ادامه پيدا مي‌كرد به دليل اخطارهايي كه حريف دريافت كرده بود بازي به راند طلايي كشيده مي‌شد.
    هادي ساعي درباره حذف تكواندوكار چين تايپه در برابر تكواندوكار استراليايي خاطر نشان كرد: به دفعات گفته‌ام كه اين مسابقات سنگين و فشرده خواهد بود. تكواندوكار استراليايي، قهرمان جهان از چين تايپه كه مرا حذف كرده بود از پيش رو برداشت و همان استراليايي مقابل نماينده كوبا شكست خورد.
     نماينده چين تايپه مانند آنچه كه در مسابقات قهرماني جهان از خود نشان داده بود ظاهر شد و اصلا افت فني نداشت.
    ساعي درباره مرحله دوم مسابقات كسب سهميه المپيك در ويتنام تصريح كرد: صددرصد اطمينان دارم كه در ويتنام قادر خواهم بود سهميه المپيك را كسب كنم. از طرفي شرايط مسابقات وزن دوم المپيك با ساير اوزان خيلي متفاوت نيست و همه چيز بستگي به موقعيت خواهد داشت.
    وي تاكيد كرد: من بسيار آماده بودم و تمام ناراحتي من از اين است كه احساس كردم حق من بود تا به فينال برسم و در اين مرحله مسابقه دهم. البته هنوز هم اتفاق خاصي نيفتاده است و در دوره گذشته همه شرايط مشابهي داشتيم و در دوره دوم و سوم سهميه كامل المپيك را كسب كرديم.
    
    وعده جبران در ويتنام
    همزمان با شكست‌ هادي ساعي مقابل يوجي‌سونگ از چين تايپه در مسابقه نخست، مهروز ساعي خواهر هادي ساعي نيز در پيكار اول خود نتيجه را 6 بر 2 به حريفي از هلند واگذار كرد و از دور مسابقات كنار گذاشته شد. سارا خوش جمال فكري و يوسف كرمي دو نماينده ديگر ايران هم در مسابقات جهاني منچستر در دست‌يابي به سهميه المپيك 2008 پكن عاجز نشان دادند در حقيقت مسابقات جهاني منچستر براي تكواندوي ايران اصلا خوشايند نبود و در پي حذف هر 4 نماينده ايران رسانه‌هاي گروهي به شدت از عملكرد فدراسيون تكواندو و تكواندوكاران انتقاد كردند كه اين البته كاملا طبيعي بود.
    هر چند كه يك ماه ديگر مسابقات آسيايي در ويتنام برگزار مي‌شود و اين چهار تكواندوكار مي‌توانند دوباره بخت خويش را براي حضور در المپيك 2008 پكن بيازمايند اما تكواندوكاري مي‌تواند به موفقيت خود در المپيك خوش‌بين باشد كه كارنامه قابل‌قبولي پيش از آن در مسابقات جهاني داشته باشد.
    
    برخي به دنبال پست و مقام هستند
    نمي‌توان منكر اين حقيقت شد كه هادي ساعي بعد از كسب مدال‌ طلاي المپيك 2004 آتن سير نزولي را طي كرده است و شايد اين به خاطر ديگر دغدغه‌‌هايي است كه به ذهن او راه يافته است همانطور كه مي‌دانيد هادي اكنون عضو كميسيون فرهنگي شوراي شهر تهران است و چه بخواهد و چه نخواهد اين روزها به دليل حضور در شوراي شهر تهران نمي‌تواند مثل گذشته روي تكواندو زوم كند.
    هادي در بازي‌هاي آسيايي دوحه به مدال برنز اكتفا كرد. در مسابقات قهرماني جهان و در چين به تكواندو‌كاري از افغانستان باخت و از دست‌يابي به مدال طلا باز ماند و اكنون هم در منچستر و در ديدار اول نتيجه را به حريفي از چين تايپه واگذار مي‌كند تا هم از دور مسابقات كنار رود و هم كماكان با دغدغه رسيدن به سهيمه المپيك 2008 پكن روزگار را سپري كند. البته هادي با انتقاداتي كه از او مي‌شود ميانه خوبي ندارد. چندماه قبل وقتي در چين با بازنده شدن مقابل حريف افغانستاني به مدال نقره قناعت كرد خيلي از او انتقاد كردند و مي‌‌گفتند: هادي هيچ وقت صبح‌ها سر تمرينات تيم ملي حضور نداشته چون بايد در جلسات شوراي شهر حضور مي‌‌يافته و عاقبت ورزشكار دوشغله بهتر از اين نمي‌‌شود و...
    عضو شوراي شهر تهران جواب تندي به اين انتقادات داد. وي ابتدا در دفاع از عملكرد فني خويش در مسابقات چين گفت: من در طول مسابقه با حريف افغانستاني حواسم را جمع كرده بودم و تمركز كامل داشتم تا مدال طلا را ببرم ولي وقتي داور وسط با زير نظر داشتن تابلوي امتيازات قصد برنده كردن حريف را دارد اين ديگر دست من نيست.
    هادي ساعي صحبت‌هاي خود را اين‌گونه ادامه داد: قضاوت ناعادلانه داور مورد قبول همه كارشناسان خارجي بوده و حتي تلويزيون چين به دفعات مسابقه را نشان داد و اذعان كرد حق من مدال طلا بوده نه حريف افغانستاني اما برايم تعجب‌آور است در داخل كشور همه فقط مي‌‌گويند چرا از حريف افغانستاني باخته‌ام در حالي كه اگر قرار بر بازنده شدن من بوده ديگر حريف چه فرقي مي‌‌كند از كجا باشد.
    اما جواب تكواندوكار طلايي ايران در المپيك 2004 آتن به آنهايي كه مي‌‌گفتند او بر سر تمرينات حاضر نمي‌‌شود و بحث دو شغله بودن را مطرح نموده چه بود؟
    من از آنهايي كه سر تمرين نيامدند ولي مرتبا مي‌‌گفتند كه ساعي سر تمرين نيست گلايه دارم. من اگر هم در مواقعي سر تمرين صبح نبودم تمرينات خود را در آكادمي ملي المپيك دنبال مي‌‌كردم بحث حضور در شوراي شهر و دو شغله بودن هم مسئله جديدي نيست چون از 15 سالگي سرپرست خانواده و از همان زمان دوشغله بودم. من بچه نيستم كه موقعيت خود را نشناسم همواره به حفظ آبروي ورزشي و اعتبار ورزشي‌ام فكر مي‌‌كنم تا به خطر نيفتد. واقعيت اين است كه حضور در شورا باعث شده تا چند كار ديگر خود را جزء ورزش تعطيل كنم و با تمركز بيشتر به ورزش بپردازم.
    هادي آن زمان آن قدر از دست منتقدين ناراحت بود كه اين جملات را نيز به زبان آورد: مشكل اصلي اين است كه برخي از اين منتقدين به دنبال پست منافع شخصي خود هستند و هيچ كس و هيچ چيز براي آنها در تكواندو مهم نيست. خيلي از اين انتقادات درست نبود و اين منتقدين اصلا فكر نكرده‌اند كه مشكل آنها با فلان مسئول فدراسيون ربطي به بازيكن تيم ملي ندارد. به عنوان مثال فلان كارشناس و قهرمان سابق تيم ملي كه از باخت من انتقاد مي‌‌كندمگر يادش رفته خودش هم مثل همه در برابر تكواندوكاري از ساحل عاج باخته بود. امروز سابقه كاري و حضور من در تكواندو از بسياري از اين منتقدين بيشتر است ولي ظاهرا حرمت‌ها شكسته شده و خانمي كه هيچ كجاي تكواندو نيست به عنوان يك كارشناس عملكرد يك قهرماني جهان و المپيك را نقد مي‌‌كند.
    بر فرض كه تمامي اين حرف‌هاي عضو شوراي شهر تهران درست بوده باشد اما هادي ساعي در دفاع از عملكرد خود و تيم ملي تكواندو در مسابقات جهاني منچستر چه دارد بگويد؟ آيا باز هم براي منتقدين هيچ چيز در تكواندو مهم نيست و آنها فقط به دنبال پست و مقام هستند! يا با فلان مسئول فدراسيون مشكل دارند؟
    راستي كي گفته منتقد يك قهرمان جهاني و المپيك بايد داراي سابقه بيشتري نسبت به ورزشكاري كه مورد نقد قرار مي‌‌گيرد، باشد خب اگر اين طوري است كسي كه از ريس جمهور محترم هم انتقاد مي‌‌كند بايد خود قبلا رييس‌جمهور باشد پس الان فقط آقاي سيداحمد خاتمي مي‌‌تواند عملكرد دكتر محمود احمدي‌نژاد را مورد نقد و بررسي قرار دهد.
    نه آقا هادي چشم‌ها را بايد شست و جور ديگر بايد ديد. نقد اكثر منتقدين از روي دلسوزي است و همواره انتظارات از يك ورزشكار ستاره، بالا بوده است.
    
     فدراسيون به دنبال جانشين براي ساعي
    يك تكواندو‌كار براي موفقيت در عرصه جهاني جدا از آمادگي بدني بالا بايد توان ذهني مثبتي داشته باشد. حضور در شوراي شهر كلان شهري چون تهران دغدغه‌اي را براي هادي به وجود آورده كه موجب درگير شدن ذهن او شده است.
    بالطبع در چنين شرايطي ساعي نمي‌‌تواند با آرامش ظاهري كه در گذشته داشته در ميدان مسابقه حاضر شود مگر مي‌‌شود هادي ساعي براي شركت در يك تورنمنت جهاني به آن‌سوي مرزها برود و طي مدت اقامت خود در خارج از كشور با تهران تماس نگيرد تا ببيند از شوراي شهر تهران چه خبر است؟ اين يعني درگير كردن ذهني. در حالي كه وي در چنين شرايطي فقط بايد به مسابقه فكر كند.
    خود او مي‌‌گويد در برخي از روزها صبح به‌جاي شركت در تمرين تيم ملي به صورت انفرادي در آكادمي ملي المپيك تمرين مي‌‌كرده است.مگر يك ملي‌پوش نبايد با تيم ملي تمرين كند و از سويي اگر او صبح‌ها وقت تمرين داشته پس چرا همان وقت را در تمرين تيم ملي سپري نمي‌‌كرد؟ شايد يك مدير دو شغله به‌خاطر توانمندي مديريتي كافي كه در اختيار دارد بتواند در هر دو جبهه موفق عمل نمايد اما يك ورزشكار بايد خود در صحنه حاضر شود در حالي كه يك مدير مي‌‌تواند با افرادي كه به كار مي‌‌گيرد بدون حضور در صحنه برنامه‌ها را پيش ببرد اما آيا افراد زيردست هادي مي‌‌توانند به‌جاي او در ميدان مسابقه حاضر شوند؟ پاسخ مسلما نه است. هادي بايد اين را درك كند كه انتظارات از او بالا است. هم دوست دارند تا همواره مدال طلا را به گردن او ببينند و بسياري از انتقادات نيز بر همين خاطر است.
    صدالبته كلكسيون افتخارات عضو شوراي شهر رنگين است و اگر هادي ساعي نمي‌‌تواند در ادامه مسير هم طلايي باشد بهتر است كنار برود مثل ورزشكاراني چون عليرضا دبير، حسن رنگرز، علي دايي و... اين‌طوري هميشه نامش طلايي خواهد ماند.
    اخيرا برخي از منتقدين، بحث خداحافظي ساعي را از تيم ملي به‌خاطر حضور در شوراي شهر مطرح كردند البته واقعيت امر اين است مسئوليتي كه هادي بر عهده گرفته بسيار سخت است و براي خدمت‌رساني به مردم عزيز در شهر تهران بايد شبانه‌روز تلاش كند. سرمربي تیم ملي تكواندو گفته: ما نمي‌‌توانيم به هادي كه قهرمان جهان و المپيك است بگوييم خداحافظي كن چون او مي‌‌خواهد هم‌چنان در ميادين حاضر باشد اين‌كه فدراسيون تكواندو از ميان چهره‌هاي جوان وبا استعداد به دنبال جانشينان شايسته ستاره‌هايي نظير هادي ساعي است در عين حال اين تكواندوكار طلايي عزم خود را جزم كرده تا در ويتنام طلا بگيرد و در المپيك 2008 پكن مقام خود را تكرار كند. شايد براي هادي دل كندن از شوراي شهر سخت باشد اما او براي رسيدن به اين هدف بايد بيشتر وقت بگذارد و ختم كلام اين كه ساعي متعلق به خود نيست و نتايجي كه او در ميادين رقم مي‌‌زند با نام ايران عجين مي‌‌شود و قطع به يقين كسب مدال طلا در مسابقات برون مرزي همان مقدار مردم را خوشحال مي‌‌كند او كه با كارهاي خود در شوراي شهر تهران لبخند را بر لبان شهروندان مي‌‌نشاند.

 

اخراج فرزاد حسنی از صدا و سیما

دقت کرده اید که دروغ گفتن در رسانه ملی چقدر راحت شده؟ یک روز می گویند فرزاد حسنی بیماری قلبی دارد، یک روز می گویند دکور خراب بوده، یک روز می گویند ساعت برنامه بدرد نمی خورده و… . من فکر می کنم مسئولان رسانه ملی که ظاهرا میلیونها تومان خرج برنامه های فرهنگی و فرهنگ سازی می کنند، اگر یک مدت جلوی توجیه غیرواقعی و دروغ گفتن به مردم را بگیرند و از بیان حقایق نترسند، بزرگترین کار فرهنگی را انجام داده اند.

 

فرزاد حسن

احتمالا تا چند روز دیگر هم سردار رادان نامه ای برای رسانه ها منتشر می کند که توقیف "مثلث" هیچ ربطی به من نداشته و اصلا به ما چه که ۸۲% مردم نظر مخالف درباره طرح امنیت اجتماعی در این برنامه می دهند و مجری هم همان را روی آنتن می خواند و من چکاره بیدم و…(چیزی شبیه به نامه ای که سردار پس از اخراج فرزاد حسنی از کوله پشتی خطاب به رسانه ها نوشت)

شاید هم در روزهای آینده، مسئولین سازمان، بتوانند رضایت سایر اضلاع مثلث چند ضلعی صدا و سیما، نظیر شورای نظارت بر صدا و سیما، که قبل از این لطفش شامل حال فرزاد حسنی شده را جلب کنند و پخش "مثلث" آقا رضا رشیدپور از سر گرفته شود.

به هر حال من و شما باید به مسئولین رسانه ملی و سایر نهادهای مربوطه، برای ساختن مثلثی که غیر از سه ضلع مجری، مهمان و مردم، چندین ضلع دیگر نظیر شورای نظارت، نیروی انتظامی، دولت و… نیز دارد تبریک بگوییم!


ما ملت انگار تخصص داریم در قهرمان سازی یک شبه . کسی که تا دیروز اجرای لوس و بی ادبی و پاچه خواری اش حال همه را به هم می زد ، یک شبه شده است قهرمان ملی و زبان گویای مردم . آخر مگر می شود در رسانه‌ای که تک تک کلمات همه کنترل می شود و همه چیز از قبل مشخص است چنین بی پروا و راحت به یک فرمانده ارشد انتظامی تاخت و انتظار داشت آب از آب تکان نخورد . کسانی که با مجموعه صداوسیما آشنایند این نکته را می دانند که هیچ برنامه ای در صداوسیما به صورت کاملاً زنده پخش نمی شود و تأخیری حداقل 10 ثانیه ای در پخش برنامه‌های زنده وجود دارد . اگر مسئولین صداوسیما احساس می کردند که این برنامه با مشی آنها سازگار نیست مطمئن باشید جای برنامه زنده به ناگهان کلیپ و مناظر طبیعی پخش می‌شد . عملکرد عزت الله ضرغامی و فضای نسبتاً بازی که در رسانه بعد از روی کار آمدن وی ایجاد شده است ، نشان از یک سیاست گذاری هدفمند برای تمامی برنامه های صداوسیما دارد و این برنامه هم از این قاعده مثتثنی نیست . اگر در برنامه‌ای زنده به نیروی انتظامی انتقاد می شود ، قطعاً مسئولین صداوسیما از این قضیه آگاهند.
شاید هم فرزاد حسنی خط شکنی و قانون شکنی کرده است که تذکر به وی شاید به همین علت است ولی باز هم بعید است او خودسرانه این چنین برنامه اجرا کند .
فرزاد حسنی بزرگ نیست ، بیخود از او قهرمان نسازید . تقصیر از ماست که همیشه انتظار داریم رسانه همیشه تمجیدگر و خنثی باشد .
مرتضی حیدری و محمدرضا شهیدی‌فر جزو کسانی هستند که اگر بخواهند انتقاد کنند از هیچ کس پروایی ندارند، پس چرا هیچ کس آنها را قهرمان نمی‌داند ؟ لابد چون هیچ وقت از دایره ادب خارج نمی شوند ؟ لابد امثال فرزاد حسنی به مذاق ما خوشتر می آیند ...

پرسپوليس                

پرسپولیس و مس کرمان 

جمعه۱۱ آبان آزادی تهران

هفته دوازدهم لیگ برتر

جدول ردبندی هفته 10

تیم

برد   

م     

 ب   

ز    

خ   

ت گل

امتیاز

1

پرسپولیس

7

4

-

22

12

10

25

2

سپاهان

6

1

1

17

10

7

19

3

صباباتری

4

6

1

10

7

3

18

4

برق

5

2

4

12

13

1-

17

5

استقلال(ا)

4

4

3

19

16

3

16

6

ملوان

4

4

3

14

11

3

16

7

استقلال

3

5

3

15

14

1

14

8

پاس

4

2

4

12

11

1

14

9

مقاومت

3

5

3

14

14

0

14

10

سایپا

3

4

4

11

13

2-

13

11

راه آهن

2

6

3

12

11

1

12

12

پیکان

2

6

3

13

13

0

12

13

صنعت نفت

3

3

5

11

13

2-

12

14

مس

3

3

4

9

12

3-

12

15

شیرین فراز

3

3

5

12

16

4-

12

16

ابومسلم

3

3

5

10

16

6-

12

17

ذوب آهن

2

4

4

10

12

2-

10

18

پگاه

-

5

6

5

14

9-

5